تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
منم كه در نظرم خوار گشت جان و جهان * بدان جهان و بدان جان بىغبار روم
اگر كليم حليمم بدان درخت شوم * و گر خليل جليلم در آن شرار روم
خموش كى هلدم تشنگى اين ياران ؟ * مگر كه از بر ياران بيار غار روم
من از شمار بشر نيستم و داع ، داع * به نقل و مجلس و سغراق بىشمار روم
جوار مفخر آفاق ، شمس تبريزى * بهشت عدن بود هم در آن جوار روم " « 1 »
تاريخ هيچيك از دو سفر مولانا به شام معلوم نيست . اما بنا بر نوشتهء سلطان ولد نخستين سفر وى ، بعد از شهادت شمس بوده است . همچنين مدت اقامت وى در سفر اولش معلوم نيست . دومين سفر وى چند سال بعدتر واقع شده است . « 2 » باز به گفتهء سلطان ولد ، مولانا ، بعد از شمس با صلاح الدين كه مظهر شمس مىدانستش ، مدت ده سال همدم بوده است « 3 » . چون صلاح الدين محققا در سال 656 ه / 1258 م درگذشته است ، پس هر دو سفر مولانا بايد بين سالهاى 646 - 645 ه / 48 - 1247 م اتفاق افتاده باشد . مرگ صلاح الدين با شهادت شمس مطابق سال قمرى درست يازده سال و « 4 » چهار ماه و بيست و پنج روز فاصله دارد . مولانا در غزلى مىگويد :
" آن سرخ‌قبايى كه چو مهپار برآمد * امسال در اين خرقهء زنگار برآمد " « 5 »
اگر فرض كنيم كه مولانا در سفر دوم خود نيز ماهها در شام اقامت گزيده باشد ، اين سفر را در مدتى كمتر از دو سال نمىتوان جاى داد « 6 » . بارى گرچه مولانا بعد از يك سال صلاح الدين را جانشين شمس ساخت ، ولى از جستن شمس دست برنداشت . چند سال بعد از ماجراى شمس خبر يافت و ديگر از جستجوى وى منصرف شد . صلاح الدين را به جاى شمس نشاند و با او آرام يافت .
هامش
( 1 ) كليات شمس ، ج 4 ، ص 60 - 59 ( 2 )" چند سالى نشست و باز از عشق * رفت با جمع خلق سوى دمشق "ابتدانامه ، ص 61 ( 3 )" مست از همدگر شده ده سال * داشته بىخمار عشق وصال "ابتدانامه ، ص 109 ( 4 ) در متن به اشتباه يك سال و . . . - مترجم ( 5 ) كليات شمس ، ج 4 ، ص 60 - 59 ( 6 ) اين فرض بر تخمين خطاى پيشين متكى است - مترجم .