( و الفقه مصابيحه )
فقه ، آگاهى بمسائل شرعى يا هر چيزيست ، و بدان ديده شود راه سلوك بسوى خدا و نشانههايش ، و اين جمله تفسير
( ذاكى المصباح )
است زيرا دانشهاى دينى و قوانين آن بوسيله انبياء و اوصياء عليه السّلام و دانش و افاضات ربّانى آنها ، براى مردم روشن و آشكار است .
( و الدنيا مضماره )
ابن ابى الحديد گويد « 1 » گويا انسان در دنيا بسوى هدف مرگ ميرود ، و حضرت دنيا را مضمار اسلام قرار داده ، زيرا مسلمان دنيا را ميگذراند نه براى دنيايش بلكه براى آخرتش ، پس دنيا همچون محل تقويت اسب است ، براى موقع معيّنى كه در مسابقه افتد ،
( و الموت غايته )
جهت تشبيه مرگ بهدف مسابقه قبلا معلوم شد ، و بقول ابن ابى الحديد ، يعنى دنيا زندان مؤمن است ، و با مرگ از آن رهائى يابد .
و ابن ميثم « 2 » گويد مرگ را هدف قرار داده ، يعنى هدف نزديكى كه عبارتست از در رسيدن به خدا ، و احتمال دارد مقصود از مرگ ، مرگ شهوات و خواستههاى دل باشد زيرا آن نيز نتيجه نزديكى براى اسلام است ، و اين جمله تفسير رفيع الغايه است ، و در ديگر كتابها ، اين جمله پيش از جمله قبل از آنست ، و در اين صورت نشر بر ترتيب لفّ است ، يعنى دو جملهاى كه در تفسير دو جمله قبل فرموده به ترتيب جمله اوّل يعنى و الموت غايته در تفسير رفيع الغايه ، و جمله دوّم يعنى و الدنيا مضماره در تفسير يسير المضمار است ، ولى بنا بر آنچه در اين كتابست ، كه
و الموت غايته
بعد از
و الدنيا مضماره
ضبط شده ، شايد تأخير جمله
( و الموت غايته )
بدان جهت باشد كه ذكر غايت بعد از مضمار ، از نظر واقع مناسبتر است ، و قبلا كه رفيع الغايه مقدم شده ، باعتبار بلندى و شرف آن ، و اينكه بهره مورد نظر همان غايت است ، بنا بر اين با اين تقديم و تأخير ، به دو جهت واقعى اشاره فرموده است .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 2 ص 220 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ميثم ص 260 .