تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
( و الفقه مصابيحه ) فقه ، آگاهى بمسائل شرعى يا هر چيزيست ، و بدان ديده شود راه سلوك بسوى خدا و نشانه‌هايش ، و اين جمله تفسير ( ذاكى المصباح ) است زيرا دانشهاى دينى و قوانين آن بوسيله انبياء و اوصياء عليه السّلام و دانش و افاضات ربّانى آنها ، براى مردم روشن و آشكار است . ( و الدنيا مضماره ) ابن ابى الحديد گويد « 1 » گويا انسان در دنيا بسوى هدف مرگ ميرود ، و حضرت دنيا را مضمار اسلام قرار داده ، زيرا مسلمان دنيا را ميگذراند نه براى دنيايش بلكه براى آخرتش ، پس دنيا همچون محل تقويت اسب است ، براى موقع معيّنى كه در مسابقه افتد ، ( و الموت غايته ) جهت تشبيه مرگ بهدف مسابقه قبلا معلوم شد ، و بقول ابن ابى الحديد ، يعنى دنيا زندان مؤمن است ، و با مرگ از آن رهائى يابد . و ابن ميثم « 2 » گويد مرگ را هدف قرار داده ، يعنى هدف نزديكى كه عبارتست از در رسيدن به خدا ، و احتمال دارد مقصود از مرگ ، مرگ شهوات و خواسته‌هاى دل باشد زيرا آن نيز نتيجه نزديكى براى اسلام است ، و اين جمله تفسير رفيع الغايه است ، و در ديگر كتابها ، اين جمله پيش از جمله قبل از آنست ، و در اين صورت نشر بر ترتيب لفّ است ، يعنى دو جمله‌اى كه در تفسير دو جمله قبل فرموده به ترتيب جمله اوّل يعنى و الموت غايته در تفسير رفيع الغايه ، و جمله دوّم يعنى و الدنيا مضماره در تفسير يسير المضمار است ، ولى بنا بر آنچه در اين كتابست ، كه و الموت غايته بعد از و الدنيا مضماره ضبط شده ، شايد تأخير جمله ( و الموت غايته ) بدان جهت باشد كه ذكر غايت بعد از مضمار ، از نظر واقع مناسبتر است ، و قبلا كه رفيع الغايه مقدم شده ، باعتبار بلندى و شرف آن ، و اينكه بهره مورد نظر همان غايت است ، بنا بر اين با اين تقديم و تأخير ، به دو جهت واقعى اشاره فرموده است .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 2 ص 220 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ميثم ص 260 .