به اين پنج تا ، يا مقصود از اسلام ايمان باشد ، و مقصود از پايهگزارى اسلام بر آنها ، اين باشد كه آن پنج چيز اجزاء و اركان ايمانند ، و با اينوصف ممكنست مقصود از ولايت چيزى باشد كه شهادتين را هم در برگيرد ، يا اينكه شهادتين را به جهت روشن بودنش ذكر نكرده .
و اما ذكر ولايت كه از اعتقادات است در شمار عبادات و بعد از نماز و زكوه و . . . يا بخاطر مدارا كردن با اهل سنّت است ، يا اينكه مقصود از ولايت دوستى و پيروى كامل از آن بزرگوارانست كه اين دو مكمّل ايمانند ، يا مقصود از عبادات چهارگانه اعتقاد بآنهاست ، و در اين صورت آنها هم از اصول دين ميشوند زيرا از ضروريّات هستند ، و انكار آنها موجب كفر است ، ولى توجيه اوّل روشنتر است ،
( كما نودى بالولايه )
يعنى در روز غدير ، يا در روز پيمان ولى روز پيمان بعيد است
( و الولايه )
بكسر واو حكومت ، و اولويت در فرمان و تدبير است ، و بفتح واو محبّت و يارى است و در اين روايت احتمال هر دو صورت هست .
4 - على بن ابراهيم از . . . از عجلان بن ابى صالح روايت كند كه به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم ، مرا از حدود ايمان آگاه فرما ، فرمود گواهى بيگانگى خدا ، و اينكه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرستاده اوست ، و اقرار بهر چه پيامبر از سوى خدا آورده ، و نماز پنجگانه ، و پرداخت زكوه ، و روزه ماه رمضان و زيارت خانه خدا ، و دوستى دوستان ما ، و دشمنى با دشمنان ما ، و ورود در زمره صادقان « 1 » .
توضيح :
( حدود الايمان )
در اينجا اعم است از اجزاء و شرائط و مكمّلهاى ايمان ،
( و الاقرار بما جاء من عند اللَّه )
فاعل جاء در آن مستتر است و به موصول يعنى ماء برميگردد و در بعضى از نسخهها ( جاء به ) است و در اين صورت ضمير مرفوع در جاء به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بازمىگردد و مقصود ، اقرار اجمالى است پيش از دانائى ، و اقرار تفصيلى مشروح بعد از دانائى ، چنانچه به يارى خدا به زودى
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 18 .