( و مقام رسالت خويش ) برميگزيند ) يعنى انتخاب مىكند ( و هر كه را بدرگاه خدا بتضرّع و دعا بازآيد هدايت ميفرمايد ) و آنها امامانى هستند كه انتخاب شدهاند ، ( و مردم در دين راه تفرقه و اختلاف نپيمودند مگر پس از آنكه علم و برهان ( از جانب حق ) بر آنها آمد ( ليكن دانسته ) براى تعدّى و ظلم به يكديگر اختلاف كردند ) فرمود از روى نادانى متفرق نشدند ، بلكه بعد از دانستن و آگاهى ، برخى بر برخى ديگر حسد ورزيده و پارهاى ستم كردند ، چون برترى امير المؤمنين عليه السّلام را بامر خدا ديدند متفرق شدند و هر كدام رأى و نظرى را پيش گرفتند ، سپس خداوند ميفرمايد ( و اگر كلمه رحمت ( از لطف خدا ) سبقت نگرفته بود كه تا وقت معيّن ( تعجيل در عذاب نكند ) البتّه ميان مردم ( ستمكار ) حكم ( بهلاك ) مى شد ) فرمود اگر نه اين بود كه خدا در نخست چنين تقدير كرده هر آينه آنها را پس از اين اختلاف ، نابود ميساخت و مهلت نميداد ، ولى آنان را تا سررسيد نامبرده مهلت داد ( و آنان كه پس از گذشتگان وارث كتاب آسمانى شدند ( مانند يهود و نصارى ) در آن كتاب آسمانى سخت در ريب و شك بماندند و به آن ايمان واقعى نياوردند ) كنايه است از آنهائى كه فرمان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را نقض كردند ، سپس فرمود ( بدين سبب اى رسول تو همه را بدين اسلام و كلمه توحيد دعوت كن ) يعنى بسوى اين امور و آنچه در گذشته ياد شد ، و دوستى امير المؤمنين عليه السّلام ( و چنان كه مأمورى پايدارى كن ) .
گويد ، پدرم از على بن مهزيار ، از بعضى ياران روايت كند ، كه حضرت صادق عليه السّلام در تفسير ( اينكه دين خدا را به پا داريد ) فرمود ( منظور از دين ) امام است ( و هرگز تفرقه و اختلاف در دين مكنيد ) كنايه از امير المؤمنين عليه السّلام است سپس فرمود ( و مشركان را بدان چه ميخوانى ، بسيار در نظرشان بزرگ مىآيد ) در باره ولايت على عليه السّلام ( خدا هر كه را خواهد بسوى خود برميگزيند ) كنايه از على عليه السّلام است ( و و هر كه را بدرگاه خدا بتضرّع و دعا باز آيد هدايت ميفرمايد )
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 446
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤٦