تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
و هر كدام از سه مطلب قبل يعنى اسلام و تسليم و يقين ، به ترتيب سبب حصول تصديق‌اند ، و نيز هر كدام از سه مطلب بعد يعنى اقرار و عمل و اداء به ترتيب از آثار او هستند ، پايان . ( ان المؤمن لم يأخذ دينه عن رأيه ) گويا اين جمله بيان مطالب گذشته است كه اسلام صورت نگيرد مگر وقتى كه تسليم ائمّه ، و مطيع كامل اوامر و نواهى آنها باشد ، و تسليم شدن در برابر آنان ، صورت نگيرد مگر وقتى كه پيامبر و ائمّه را باور كند و آنچه از آنها صادر شده اقرار نمايد و كردارش را بر طريقى كه آنها روشن ساخته‌اند انجام دهد ، زيرا ايمان امر اختراعى نيست كه بتوان با رأى و نظر خويش ساخت ، بلكه ناگزير بايد از كسى كه از جانب خداست گرفته شود ، ( فالمؤمن يرى ) به صيغه فعل مجهول ، يا معلوم از باب افعال ، ( يقينه ) برفع ، يا نصب ، ( في عمله ) باينكه مطابقت كند با آنچه از آنها صادر شده ، و مأخوذ از نظرات و قياسهاى باطل نباشد ، و كافر به عكس است ( ما عرفوا ) يعنى مخالفين ، يا منافقين ( امرهم ) يعنى امور دينى آنها ، فروع و اصول آن ، پس گمراه شدند ، و گمراه ساختند ، چون از ائمّه هدى پيروى نكردند و دانش خود را از آنها نگرفتند ، ( فاعتبروا انكار الكافرين و المنافقين باعمالهم الخبيثه ) كه بر خلاف مطالب مسلّمه كتاب و سنت است ، و مبتنى بر آراء فاسده آنهاست ، و مخالفين اهل بيت يا از كافرانند يا از منافقان ، بلكه در حقيقت هم كافرند و هم منافق . سخن ما : سيد رضى ، رضوان اللَّه عليه در نهج البلاغه ، قسمتى از اين روايت را اين چنين نقل مىكند كه فرمود : اسلام را چنان بيان كنم و از معناى آن پرده بردارم كه پيش از من بيان نشده ، اسلام همان تسليم ، و تسليم همان يقين ، و يقين همان باور ، و باور همان اقرار ، و اقرار همان پرداخت ، و پرداخت همان كردار است « 1 » .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه عبده چاپ مصر ج 2 ص 171 .