تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
اينكه بعد قضا نمايد ترك كند ، كافر نشده ، و گويند سجده براى بت كفر نيست ، بلكه نشانه كفر است ، اينها كه گفتيم مرجئه خالص‌اند ، ولى پاره‌اى از آنها زائد بر اين عقائد به قدر هم معتقدند ، پايان . ( كما انّ الكافر ) گويا ايمان را بكفر قياس نموده ، زيرا هر كس يكى از ضروريات دين را بدون تقيه در ظاهر منكر شود كافر است ، اگر چه در دل معتقد نباشد ، همچنين هر كس اقرار كرد به آورده‌هاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بايد مؤمن باشد و عذاب نشود ، اگر چه نيز در دل به هيچ كدام از آنها معتقد نباشد ، و افعال جوارح را در انجام عبادات و ترك گناهان ضميمه اقرار نسازد و حضرت در پاسخ فرمودند ، با اينكه قياس باطل است مخصوصا در مسائل اصولى اينجا ، قياس مع الفارق است يعنى دو مورد كاملا از هم امتياز دارند ، سپس آن دو را باقرار و انكار تشبيه فرمود ، تا فرق روشن شود ، زيرا انكار ضرورى مستلزم ترك جزئى از اجزاء ايمان يعنى اقرار ظاهريست ، پس بمنزله اقرار انسان بر زيان خود است كه نيازى به بيّنه و دليل ندارد ، بلكه بمجرّد اقرار بزيان او حكم ميكنند ، اگر چه بيّنه بر خلاف آن گواهى دهد ، بخلاف اظهار ايمان و ادّعاى آن ، زيرا اين ادّعا گر چه جزئى از اجزاء ايمان ، يعنى اقرار ظاهرى هست ، و ليكن عمده اجزاء ايمان ، باور قلبى است ، و كسى كه ميگويد ايمان دارم ، ادّعاى باور قلبى دارد كه ناگزير بايد شاهدى نزد مردم از كردار و عمل بوسيله جوارح بر پا نمايد ، و نيز ناگزير است از نيّت و باور نزد خدا ، پس اگر هر دو شاهد ، عمل و نيّت ، موافق شدند ، ايمانش ثابت است ، و چون باور قلبى امريست كه جز خدا بر او آگاه نيست ، خداوند بندگان را در حكم بايمان افراد به غير از اقرار ظاهرى و عمل تكليف نساخته ، زيرا اقرار و عمل دو شاهد عادلند كه بشهادت ظاهرى آنها حكم مىشود ، گر چه آن دو نزد خدا دروغگو باشند . خلاصه اينكه امام عليه السّلام اقرار ظاهرى را بادعا تشبيه فرموده همچنان كه