يا بخاطر اينكه آنها ميگويند با وجود ايمان ، هيچ گناهى ضرر ندارد ، همچنان كه با كفر هيچ عبادتى سود ندهد ، پس آنان اميد ميبخشند ، و بنا بر اين معناى دوّم بايد لفظ مرجئه همزه نداشته باشد ، و مرجئه پنج دستهاند .
1 - يونسيّه ، ياران يونس نميرى كه ميگويند ايمان شناخت خدا ، و خضوع براى او ، و دوستى بدل است ، پس هر كه اين صفات در او گرد آيد مؤمن است ، و با وجود ايمان ، ترك عبادتها و انجام گناهان ضرر نميزند و كيفر هم ندارد .
2 - عبيديّه ، پيروان عبيد مكذّب ، آنها اضافه بر اعتقادات يونسيّه ميگويند ، هميشه همراه دانش خدا چيز ديگرى بوده ، و خداوند به صورت آدمى است .
3 - غسّانيّه ، پيروان غسّان كوفى ، گويند ايمان شناخت خدا و رسول او و آوردههاى از سوى خدا و رسول است چه بطور مفصّل بشناسد يا اجمالا ، و ايمان زياد و كم نشود ، غسّان ، اين عقيده را از ابو حنيفه نقل كرده ولى به او تهمت زده زيرا وقتى ابو حنيفه گفت ، ايمان همان باور است و كم و زياد نميشود ، غسّان گمان كرد ابو حنيفه عمل را از ايمان تأخير افكنده .
4 - ثوبانيّه ، پيروان ثوبان مرجى ، گويند ايمان ، همان شناخت ، و اقرار به خدا و رسول او و هر چه را كه خرد انسانى تعقل آن را روا ندارد ، و امّا آنچه نزد خرد تعقلش روا باشد ، اعتقاد به او از ايمان نيست ، و هر گونه عملى را از ايمان تأخير افكندند .
5 - ثومنيّه ، پيروان ابو معاذ ثومنى ، گويند ايمان همان شناخت ، و باور ، و دوستى ، و اخلاص ، و اقرار به آوردههاى پيامبر است ، و ترك همه آنها يا پارهاى از آنها كفر است ، ولى چنين نيست كه انجام پارهاى از آنها تمام ايمان يا قسمتى از ايمان باشد ، و هر گناهى كه باجماع دانشمندان مرتكبش كافر نباشد تنها فسق است و نافرمانى ، و مرتكب آن ، فاسق است و هر كه نماز را ترك كند ، و ترك آن را روا و حلال شمرد كافر است زيرا آورده پيامبر را تكذيب نموده ، و هر كه نماز را به قصد
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠٦