مسأله 3 - اگر او را با تير يا گلوله بزند پس بميرد اين عمد است و قود بر او مىباشد و لو اينكه قتل را به وسيلهء آن قصد ننمايد . و همچنين است اگر طنابى را به گردن او بپيچد و از او باز نكند تا بميرد ، يا او را در آب و مانند آن فرو ببرد و مانع خروج او بشود تا بميرد ، يا سر او را در ظرف نوره قرار دهد تا بميرد و غير اين از اسبابى كه جانى در ايجاد سبب تلفكننده منفرد است ، كه اينها از عمد مىباشد .
مسأله 4 - در مثل پيچيدن طناب و ما بعد آن ، اگر او را به صورت منقطع النفس بيرون بياورد يا غير منقطع ليكن نفسش متردد و بىنظم باشد پس از اثر آنچه كه به او انجام شده بميرد ، اين عمد است و بر او قود مىباشد .
مسأله 5 - اگر يكى از مذكورات را به اندازهاى كه مثل او غالباً براى مانند آن نمىميرد بر او انجام دهد سپس او را رها كند پس به سبب آن بميرد ، چنانچه قتل را با آن - و لو رجاءً - قصد نمايد در آن قصاص است ، و گرنه بايد ديه بدهد . و همچنين است اگر چيزى به شكم او بكوبد كه غالباً نمىكشد يا بيضهاش را فشار دهد پس بميرد ، يا در حالى كه ديگر ناتوان شده ، او را رها كند پس بميرد .
مسأله 6 - اگر طرف به جهت بيمارى يا كوچكى يا پيرى و مانند اينها ضعيف باشد پس آنچه را كه در مسألهء قبل ذكر شد ، بر او انجام دهد ظاهراً در آن قصاص است و لو اينكه قصد قتل او را ننمايد با علم او به اينكه طرف ضعيف است ، و گرنه در آن ، تفصيل گذشته مىباشد .
مسأله 7 - اگر او را مثلًا با عصا بزند و آن را بر ندارد تا بميرد ، يا پىدرپى او را بزند كه مثل او نسبت به بدنش آن را تحمل نمىكند مثل اينكه ضعيف يا كوچك باشد ، يا نسبت به زدنى كه بر او وارد مىشود مانند اينكه زننده نيرومند است ، يا نسبت به زمان ، مانند فصل سرماى شديد مثلًا پس بميرد اين عمد مىباشد .
مسأله 8 - اگر او را به آنچه كه موجب قتل نمىباشد بزند ، پس در پى بىآن به سبب آن بيمار شود و به آن بيمارى بميرد ، ظاهر اين است كه با عدم قصد قتل ، عمد نمىباشد و قودى نيست ؛ و با قصد قتل ، قود بر او مىباشد .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٤٢