پسرش حدّ ندارد و اگر فرزند ، پدرش را - اگر چه بالا برود - قذف نمايد حدّ مىخورد . و مادر اگر پسرش را قذف نمايد حدّ دارد . و اقارب ( خويشان ) اگر بعضى بعضى را قذف نمايند حدّ مىخورند .
مسأله 6 - اگر گروهى را يكى بعد از ديگرى قذف نمايد ، پس براى هر يك از آنها يك حد مىباشد ، چه با هم براى طلب حدّ بيايند يا جدا جدا . و اگر يك نفر ، گروهى را با يك لفظ قذف نمايد به اينكه بگويد « اينها زناكارند » پس اگر جدا جدا براى مطالبه مراجعه كنند ، براى هر يك ، يك حدّ است و اگر با هم مراجعه كنند ، براى همه يك حدّ است . و اگر مثلًا بگويد : « زيد و عمرو و بكر زناكارند » ظاهر آن است كه اين ، قذف با يك لفظ است . و همچنين است اگر بگويد : « زيد زناكار است و عمرو و بكر » و اما اگر بگويد : « زيد زانى است و عمرو زانى است و بكر زانى است » براى هر يك حدّ است ؛ چه در مطالبه ، اجتماع كنند يا نه . و اگر بگويد : « اى پسر دو زنا كار » ، پس حدّ براى هر دو مىباشد و قذف با يك لفظ است ، پس در صورت اجتماع بر مطالبه ، يك حدّ و در صورتى كه پىدرپى مطالبه نمايند ، دو حدّ مىخورد .
احكام حدّ قذف
مسأله 1 - قذف ، با اقرار ثابت مىشود و بنابر احوط ( وجوبى ) معتبر است كه دو مرتبه باشد ، بلكه خالى از وجه نيست . و در مقرّ ، بلوغ و عقل و اختيار و قصد شرط است . و نيز با شهادت دو شاهد عادل ثابت مىشود و با شهادت زنها - چه جداگانه و چه به ضميمه مردها - ثابت نمىشود .
مسأله 2 - حد قذف هشتاد تازيانه است - خواه كسى كه افترا زده مرد باشد يا زن - و به طور متوسط در شدت به طورى كه به زدن در زنا نرسد ، زده مىشود و روى لباس عادىاش زده مىشود و برهنه نمىشود و به تمام بدن او به غير از سر و صورت و عورت زده مىشود . و بنابر رأى بعضى ، قاذف در ديد مردم گذاشته مىشود تا از شهادتش اجتناب شود .