تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

كتاب شهادات

صفات شهود

و آن‌ها چند امر است :

اول : بلوغ ؛

پس شهادت پسر بچهء غير مميّز مطلقاً و همچنين شهادت پسر بچهء مميّز در غير قتل و جرح و همچنين شهادت او در آن‌ها در صورتى كه به ده سال نرسد ، اعتبار ندارد . و اما اگر به سنّ ده سال برسد و به جرح و قتل شهادت بدهد ، در آن تردّد است . ولى اشكالى در عدم اعتبار شهادت دختر بچه مطلقاً نيست .

دوم : عقل ؛

پس شهادت ديوانه ، حتى ديوانهء ادوارى ، در حال ديوانگى قبول نمىشود . و اما در حال عقل و سلامتش از او قبول مىشود در صورتى كه حاكم از راه آزمايش و امتحان به حضور ذهن و كمال هوش او علم پيدا كند و گرنه قبول نمىشود . و كسى كه سهو يا نسيان يا غفلت بر او غالب است يا داراى بلاهت ( كودن ) است ، در عدم قبول شهادتش ، به ديوانه ملحق مىباشد . و در مثل اين ، بر حاكم واجب است كه استظهار ( محكم كارى ) نمايد تا ثبوت آنچه را كه آن‌ها به آن شهادت داده‌اند روشن شود ؛ پس لازم است كه از شهادت آن‌ها اعراض شود مگر در امور واضحى كه مىداند آن‌ها در تحمل و نقل آن‌ها سهو و فراموشى و اشتباه نكرده‌اند .

سوم : ايمان ؛

پس شهادت غير مؤمن - تا چه رسد به غير مسلمان - مطلقاً بر عليه مؤمن يا غير او يا به نفع آن‌ها قبول نمىشود . البته شهادت ذمّى كه در دينش عادل است در وصيت مالى ، در صورتى كه مسلمان عادلى نباشد كه به آن شهادت دهد ، قبول مىشود و