تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
عداوت دينى به نفع يا عليه دشمنش رد نمىشود ، حتى اگر به خاطر فسق او ، با او بغض ورزد و با او دشمنى نمايد . و از جملهء آن‌ها : سؤال نمودن به كف ( دست ) است ؛ و مقصود از آن كسى است كه در بازار و درب خانه‌ها گدايى مىكند و اين گدايى حرفه و روش او مىباشد . و اما سؤال - احياناً - در وقت احتياج مانع قبول شهادتش نمىشود . و از جملهء آن‌ها : تبرّع به شهادت در حقوق الناس است ؛ زيرا اين شهادت بنابر قول معروف ، از قبول جلوگيرى مىكند و در آن تردّد است . و اما در حقوق اللَّه مانند شرب خمر و زنا و براى مصالح عمومى ، اشبه قبول آن است . مسأله 5 - نسب ، مانع قبول شهادت نمىباشد ، مانند پدر به نفع فرزندش و عليه او و فرزند به نفع پدرش و برادر به نفع برادرش و عليه او و بقيهء نزديكان بعضى به نفع بعضى و عليه او . و آيا شهادت فرزند عليه پدرش قبول است ؟ در آن تردّد است . و همچنين شهادت زوج به نفع زوجه‌اش و عليه او و شهادت زوجه به نفع زوجش و عليه او قبول است . و در شهادت زوج ، بودن ضميمه معتبر نيست ، ولى در اعتبار ضميمه در زوجه وجهى است و اوجه عدم اعتبار است . و فايده‌اش در جايى ظاهر مىشود كه زوجه براى زوجش در وصيت شهادت بدهد ؛ پس بنابر قول به اعتبار بودن ضميمه ، وصيت ثابت نمىشود و بنابر قول به عدم اعتبار ضميمه ، يك چهارم ثابت مىشود . مسأله 6 - شهادت دوست بر عليه دوستش قبول است و همچنين به نفع دوستش ، اگر چه بين آن‌ها دوستى محكم و مودت شديدى باشد . و شهادت ميهمان - اگر چه ميل به مشهود له داشته باشد - قبول است . و آيا شهادت اجير براى كسى كه او را اجير نموده است قبول است ؟ دو قول است ، كه اقرب آن‌ها عدم قبول آن است . و اگر در حال اجاره تحمل نمايد و بعد از اجاره آن را ادا نمايد قبول مىشود . مسأله 7 - كسى كه شهادتش به جهت صغير بودن يا فسق يا كفر قبول نيست ، در صورتى كه چيزى را در آن حال بداند ، سپس مانع از بين برود و شروط شهادت كامل گردد آنگاه آن شهادت را اقامه نمايد قبول مىشود . و همچنين است اگر شهادت را در حال