تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
در اين مرحله به ناچار بايد به امامى معتقد بود كه علّت نياز به امام در وجود او نباشد و چنين شخصى كسى جز معصوم نخواهد بود كه برحسب اعتقاد ما ممكن نيست كار حرام و عمل ناشايسته‌اى را انجام دهد . مسائل دربارهء اين دليل نيز - كه قابل طرح بوده‌اند - با جواب كامل و همه‌جانبهء آنها چنان كه اشاره شد در كتاب شافى نقل و بررسى شده‌اند . « 1 »

ديدگاه ساير فرقه‌ها :

به نظر ما وقتى دو اصل مذكور ثابت شدند ، ناگزير بايد به امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام عينا معتقد شد . و پس از چنين اعتقادى - با فرض عدم ظهور و عدم تصرف ايشان در امور - به ناچار بايد قائل به غيبت ايشان بود . اگر گفته شود : چگونه ادّعا مىكنيد كه اثبات دو اصل مذكور ، امامت حضرت مهدى عليه السّلام را بطور معيّن ثابت مىكند و لازم است قائل به غيبت ايشان بود . در حالى كه در بين خود شيعهء اماميه نيز كسانى هستند كه مثل شما امامت را براى كسى كه داراى آن دو صفت باشد ادّعا مىكنند و با اين همه ، در امامت حضرت مهدى عليه السّلام با شما مخالفت دارند ؟
هامش
( 1 ) مشروح بحث « عصمت امام » در كتاب « الشافى فى الامامة » جلد 1 صفحهء 287 تا 329 آمده است .