امامت و عصمت دو اصل مبنايى براى غيبت
بيان اين نكته اينكه : عقل بر وجوب امامت دلالت دارد ، و حكم مىكند به اينكه هرزمانى - كه در آن مكلّفهايى مورد تكليف قرار مىگيرند كه انجام كار ناشايسته و شايسته و اطاعت و معصيت هردو از آنان ممكن است - نمىتواند خالى از امام باشد ، و خالى بودن آن زمان از امام ، نوعى اخلال در قادر ساختن و قادر بودن آنها بر انجام تكاليف و نوعى ضربه بر حكم عقل نسبت به نيكو بودن مكلّف ساختن آنهاست .
در مرحلهء بعدى عقل دلالت مىكند بر اينكه آن امام بايد از خطا و لغزش مصون و معصوم باشد و گمان انجام هيچكار ناپسندى در حق او نرود .
بعد از ثبوت اين دو اصل ديگر چيزى نمىماند مگر اينكه تحقق عنوان امامت در همان كسانى كه شيعهء اماميهء آنان را امام مىشمارند ، ثابت شود كه اماميه معتقد است كه آن عنوان و صفتى كه عقل بر وجوب و ضرورت آن دلالت داشت ، جز در شخص او وجود ندارد ، و هركسى جز او - از آنها كه ديگران بر ايشان ادعاى امامت دارند - فاقد آن مىباشد .
بدينترتيب است كه غيبت سمتوسويى غيرقابل شبهه مىيابد .