پس بالاترين و مهمترين كارها اينست كه گوهر به گوهرشناس ، و معانى و مقاصد علمى بر كسى كه در درك آنها ناتوان نباشد و بتواند به زيركى و فهم دقيق خويش تا اعماق آن غور كند ، عرضه شود . زيرا چهبسا عدم وجود كسى كه علم و معرفت به او عرضه گردد باعث گنگ ماندن آن ، و نبودن كسى كه دليل و برهان به او هديه شود باعث ساكت ماندن از آن گردد .
از اينرو كسى كه نظمى يا نثرى را به تكلّف پيش ناوارد و غير خبير عرضه مىكند ، چونان كسى است كه جمادى را مورد خطاب قرار دهد يا با مردگان به محاوره برخيزد .
من آنچه در اين حضور گرامى - كه خدايش مستدام بدارد - از پيشى گرفتن بر معانى بديع و استخراج آنها از پيچيدگيها و تصفيهء آنها از آلودگيها و تنظيم آنها در جايگاه مناسب ديدهام ، باعث ثمردهى انديشههاى بسته و تزكيهء دلهاى سادهانديش و شيرينى دانشها و آداب مىشود در كام كسانى كه قبلا همين معانى برايشان سخت و تلخ و دور از دسترس جلوه ميكرد و بالا آوردن و اعتلاى آنها بر ايشان دشوار بود .
پس برترين بهرهء دانشمند و اديب ، و خجستهترين حالات او آنست كه فضيلت كسب شدهاش و منقبت دشوار بدستآمدهاش ، مورد رضايت اهل فن قرار گيرد و نقدكنندهء فضيلتها آن را نقد كند و نتواند آن را باطل و ناچيز بشمارد . و در بازارى خرج شود كه در آن جز نقد گرانبها خرج نشود و جز نقد پست به كسادى نگرايد و از خداى تعالى دوام اين نعمت را خواهانيم كه
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٢٤