بالاتر و سرشارتر از آنست كه به ضيافت آن فراخوانده شويم و با اينهمه ، غير از آن را به مدد طلبيم . و خدا برحمت خويش اجابت دعا را تعهّد فرموده است .
بدرستى كه من مخالفينمان را بر اين عقيده مىدانم كه مىپندارند :
« سخن گفتن دربارهء غيبت بر ما شيعيان دشوار و بر آنان آسان است ، و ردّ آن از جهت آنان قوىّ ، و اثبات آن از طرف ما ضعيف است » . « 1 »
و اين پندارى عجيب است . زيرا حقيقت امر ، ضدّ آن است ، و اگر تأمّلى صورت گيرد ، عكس آن صحيح خواهد بود . از آنرو كه غيبت ، فرعى براى اصول پيشين است كه اگر آن اصول با دلايلى كه دارند درست باشند و با براهين استوار ، تقرير و تبيين شوند ، ديگر سخن از غيبت ، آسانترين و نزديكترين و روشنترين مطلب خواهد بود . زيرا غيبت مبتنى بر همان اصول و مترتب بر آنهاست و ديگر اشكالى باقى نمىماند .
اما اگر آن اصول ، ناصحيح و غيرثابت باشند ، ديگر معنا ندارد كه قبل از اثبات و استقرار آن اصول ، سخنى از غيبت بميان آيد . زيرا سخن گفتن از غيبت بدون آماده ساختن و مقدّم ساختن آن اصول ، كارى بيهوده و سفيهانه است .
هامش
( 1 ) اين عبارت براساس نقلى ديگر كه در مجموعهء دوم از كتاب « رسائل سيد شريف مرتضى » صفحهء 293 آمده است ترجمه گرديد : « فانّ المخالفين لنا فى الاعتقاد ، يتوهّمون صعوبة الكلام علينا فى الغيبة و سهولته عليهم . . . » .