بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
سپاس خدا را و سلام بر بندگان برگزيدهء او ، سرور ما حضرت محمّد و خاندان پاكش باد .
در مجلس وزير سيد « 1 » - كه خدا عمرش را به عزت زياد گرداند و بدخواهان و دشمنانش را خوار نمايد - كلامى دربارهء غيبت امام زمان عليه السّلام پيش آمد كه پيرامون آن انديشه كردم . حال مقتضى نبود كه تمام جوانب مطلب و حق آن ادا شود . لذا بر آن شدم كه سخنى مختصر آورم كه بوسيلهء آن سرّ اين مسأله روشن گردد . و مادهء شبههاى كه در آن رخنه كرده ريشهكن شود . اگرچه در كتاب « شافى در امامت » و كتاب « تنزيه الانبياء و تنزيه الائمه عليهم السّلام » آن مقدار كه مورد كفايت و كسب هدايت براى منصفين و گردنگزاران دليل و برهان و غير معاندين باشد از گفتار در باب غيبت آوردهام . « 2 »
هامش
( 1 ) مراد ، وزير مغربى ، سيد ابو الحسن أراجنى است - به مقدمهء همين كتاب مراجعه شود -
( 2 ) الشافى فى الامامة ( چاپ 1410 هجرى قمرى مؤسسهء صادق ) جلد 1 صفحهء 145 تا 153 تنزيه الانبياء و الأئمّة : صفحهء 180 .