نقل شده است كه زمانى قحطى شديدى پيش آمد ، مردى يهودى به بهانهء تحصيل علم نجوم پيش سيد آمد و منظورش رسيدن به مال و منالى بود . سيّد كه از وضع و حال او آگاه شده بود به او اجازه داد ولى مقرر فرمود كه هرروز او را به مبلغى مال مورد تشويق قرار دهند . پس از مدت زمانى اندك ، اسلام اختيار كرد .
و از همين نوع است آنچه « ابن خلكان » نقل كرده كه « ابو الحسن على بن احمد فالى » كه شاعر و اديبى معروف بود نسخهاى بسيار نفيس با خط و ترتيبى نيكو از كتاب « الجمهرة » « ابن دريد » داشت ، روزگارى آنچنان نيازش شديد شد كه به فروش آن تن درداد . سيد شريف مرتضى آن را به شصت دينار خريد و زمانى كه آن را ورق مىزد ، خط فروشندهاش « ابو الحسن فالى » را در صفحهاى از آن يافت كه چند بيت شعر را به مناسبت اضطرارش به فروش كتاب نگاشته بود كه خلاصهء ترجمهء آن چنين بود :
« بيست سال با اين كتاب انس داشتم و هرگز گمان نمىكردم كه مجبور شوم آن را بفروشم ، اگرچه بخاطر قرضهايم مجبور باشم همهء عمرم را در زندان بگذرانم ، امّا اكنون بخاطر ضعف و فقر شديد ناچارم به خارج كردن اين متاع گرامى از دست خويش تن دردهم ، ولى حزن و اندوه من پس از آن طولانى خواهد بود . » سيد با مطالعهء اين متن ، نسخهء كتاب را به او برگرداند و همچنانكه عادت او بر احسان به اهل علم بود هرگز دينارى از قيمت آن را بازپس نگرفت .
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١٣