همين ظنّ و گمان عمل كرد ؛ همان عمل ، تكليف او حساب مىشود و برايش مشروعيت دارد .
پس بوسيلهء همين دليل ، اطمينان يافت و از اين جهت نسبت به عدم اقدام به عمل قبيح ، مصونيّت و امنيّت پيدا كرد .
و همين ظنّ او - كه فرع در حكم مخصوص ، شبيه اصل است - راهى شد كه به چگونگى آن امر و كيفيت آن در حق خودش و چيزى كه به آن باز مىگردد ، علم پيدا كند . اگرچه شخص ديگرى در همين مسئله ، ممكن است حكمش متفاوت با حكم او باشد وقتى كه در غلبهء ظن با آن اولى تفاوت دارد .
كسى كه حجت و برهانش اين است و بر چنين مطلبى تكيه دارد ، چگونه آنچه را كه ما در باب غلبهء ظن و گمان قوىّ امام عليه السّلام نسبت به سالم ماندن و پيروز شدن بر دشمن ذكر كرديم ، برايش مشتبه مىشود ؟ !
در حالى كه بهتر است كه انسان باانصاف ، همانطور كه به خودش نگاه مىكند ، به طرف مقابلش نگاه كند . و به همان چيزى كه خودش قانع است ، از طرف مقابل نيز قناعت كند .
* * *
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١١٧