مورد خاص يكسانى حكم ظهور و غيبت
اگر گفته شود : چگونه امام در حال غيبت براى اوليايش لطف بشمار مىرود ، و از انجام كارهاى ناپسند بازشان مىدارد ، و بر انجام واجبات بر مىانگيزاند ، به همان حدّى كه در زمان ظهور چنين بازداشتن و انگيزانيدن را انجام مىداد ؟
در حالى كه او : اگر ظاهر و تصرّفكنندهء در امور باشد ، مردم ضرورتا به او آگاهى دارند و از روى حس و مشاهده ، مؤاخذه و عقوبتى كه مىكند ، مورد ترس مردم قرار مىگيرد .
اما اگر پوشيده و پنهان و غايب از نظر باشد ، اين امور بوسيلهء دلايلى فهميده مىشود كه انواع اشكالات و شبهات بر آن وارد مىشود .
و آيا جمع كردن بين هردو مطلب يعنى جمع بين غيبت با آگاهى و ترس حسى مردم نسبت به او ، چيزى جز انكار امرى مسلّم و آشكار است ؟
گوييم : اين سؤال از روى تأمل و دقت مطرح نگرديده است .
زيرا امام عليه السّلام اگرچه در صورت ظهور ، ضرورتا به وجودش آگاهى مىيابيم و به تصرّفات و افعال او از راه ديدن و مشاهدهء حسى ، پىمىبريم ، ولى با اين همه ، شناخت اينكه او كه امام واجب الاطاعه و داراى حق