مورد تصريح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اهلبيت عليهم السّلام باشد ، ديگر نيازى به دانستن امور پنهان و پوشيده نيست .
و علاوهبر آنچه گفتيم ؛ احتمال دارد كه اين امر ، متوقّف بر غلبهء گمان و قدرت نشانهها و جمع شدن دلايل مختلف و تقويت آنها با يكديگر باشد ، و اين مطلب غير ممكن نيست .
و وقتى قبول كنيم كه ظهور امام عليه السّلام فقط به يكى از اين امور تحقق مىپذيرد :
يا به زياد شدن ياران و يارىدهندگان او ، يا به قدرت و توانايى يافتن و كمكرسانى آنان ، يا به كم شدن دشمنان او ، يا به ناتوانى و از پا افتادن آنان ؛ و همهء اين امور داراى نشانههايى هستند كه هركس در آنها بنگرد و مواظبت كند و از نزديك با آنها درگير باشد به خوبى درخواهد يافت .
پس هنگاميكه امام عليه السّلام آنچه را گفتيم - يا مجموعهء آنها يا بطور متفرقه برخى از آنها را - حس نمود ، و به سالم ماندن خويش در برابر دشمنان ظنّ و گمان قوى پيدا كرد ، و احتمال رسيدن به مقصود و دستيابى به خواسته و مطلوب ، در نزدش قوّت گرفت ، ديگر بر او واجب مىشود كه ظهور فرمايد :
چنان كه بر هريك از ما با قيام نشانههاى ايمنىآور ، اقدام به كار ، و با قيام نشانههاى خوفآفرين ، بازايستادن از كار واجب است .
* * *
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١١٤