تدبير و تصرّف در امور مردم است ، جز از طريق استدلال دانسته نمىشود ، استدلالى كه ممكن است در معرض هراشكال و شبههاى قرار گيرد .
پس در علم پيدا كردن به اينكه او امام مسلمين است ، و اطاعت و فرمانبرى او بر همگان واجب است ، فرقى بين غيبت و ظهور نيست . و در هردو حالت راه بدست آوردن چنين علمى ، دليل و استدلال است ، و اين راه در غيبت و ظهور يكى است . بنابراين مشاهده و ضرورتى كه بيان شد ، در اين باب و نسبت به چنين علمى ، هيچ فايدهاى نمىبخشد . زيرا اين ضرورت و مشاهده ، فقط به وجود عين امام عليه السّلام مربوط هستند ، نه به صحّت امامت و واجب بودن اطاعت او .
در حالى كه لطف ، در همين باب ثبوت امامت و لزوم اطاعت او شكل مىگيرد ، و بنا به آنچه كه ذكر شد به چيزى كه مورد مشاهده نيست تعلق مىيابد .
و حالت ظهور - در اينكه امام عليه السّلام براى كسانى كه معتقد به امامت او و واجب بودن اطاعت او هستند لطف الهى حساب مىشود - مانند حالت غيبت است و فرقى با آن ندارد .
و بدينترتيب شبهه و اشكال مطرح شده ، از اعتبار مىافتد و ساقط مىشود .
و سپاس خداوند يكتا را ، و سلام و صلوات بر پيامبر خدا محمّد و اهل بيت او باد .
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١١٩