مهندس بود ، صاحب اخلاق ستوده ، نزديك به صد سال زندگانى كرد و قواى او سليم « 2 » بود مگر آنكه او را مانع بود از رفتن تردد بازار ، پس التزام « 3 » خانهء خود نموده بود ، و بعضى گفتهاند كه او از شاگردان كوشيار بود و ابى معشر ، درين « 4 » قول جاى تأمل است ، از معبرين بود « 5 » .
از سخنان اوست :
77 ، 2 - [ مرد ] به همت عالى راست به مطلوب خود مىرسد نه به كد و جد .
77 ، 3 - شاگردان خود را مىگفت : اصحاب صنعتها باشيد كه وجه معيشت خود را از آن حاصل « 6 » كنيد ، و از سؤالكنندهها مباشيد كه ايشان سير نمىشوند هرگز .
78 - عضد الدين ملك يزد [ زنده 516 هجرى ]
78 ، 1 - پادشاه عالم عادل بود و او را كتابيست كه « مهجة التوحيد » ناميده است ، و دفع مىنمود از راى ابى البركات اعتراضات را ، در مسألهء عالميت سخن او را قرار مىداد ، و او متخلق بود به اخلاق حكما .
78 ، 2 - و روزى عمر خيام را گفت كه : چه مىگوئى در اعتراضات ابى البركات بر ابو على ؟
78 ، 3 - عمر خيام [ 104 - ب ] گفت كه : سخنان ابو على را نفهميده است ، و او را رتبهء « 1 » يافت كلام ابو على نيست چگونه رتبهء اعتراض باشد او را ؟
هامش
( 2 ) - اساس : مسلم .
( 3 ) - د : تردد و بازار التزام .
( 4 ) - اساس : شاگردان بسيار بود و ابى معشر گفته درين .
( 5 ) - د : از معتبرين بود .
( 6 ) - د : خود در آن حاصل .
( 1 ) - اساس : و او را يافت .