حكمت عارف و دانا بود .
73 ، 2 - حكايت مىكنند كه در ناحيهء بيهق متكلمى علوى بود اصل از نيشابور كه حفظ ظاهر علم كلام مىكرد و بس « 2 » ، روزى پيش حكيم در آمد ، و حكيم را به خاطر رسيد كه اين از دانايان اهل بيهق و فضلاى آن خواهد بود ، پس حكيم او را « 3 » به سخن در آورد و او به طريق طيب و تحقيق فصلى را از ظاهر كلام خواند و سه مرتبه تكرار نمود چنانچه در مدرسهها مسائل را تكرار مىكنند . حكيم دانست كه در علم و دانش كم بضاعت و كم رتبه است . گفت : اى سيد ، به چه چيز دانستى كه تو انسانى ؟ او گفت : اين را در كتاب خود خواندهام .
حاضران را خنده آمد . او برخاست و بر آمد و گفت : اين حكيم از من مشكلات مخروطات را پرسيد و گفت به چه چيز شناختى كه تو انسانى ، من متكلم بودم ، علم به مخروطات نداشتم . بعضى كه پيش او حاضر بودند گفت اى علم به مبسوطات نيز ندارى .
74 - ابو سهل نيلى نيشابورى [ 353 - 420 ه ]
74 ، 1 - غالب بر و علم طب بود ، مسائل حنين را شرح كرده بود در چند جلد و دانا بود به اقسام علوم معقوله .
75 - ابو القاسم حسين بن فضل راغب [ سدهء 4 هجرى ]
75 ، 1 - از حكماى اسلام بود ، اوست كه جمع ساخته است ميان شريعت و حكمت در تصانيف خود ، و او را تصنيف بسيارست از آن جمله غرة -
هامش
( 2 ) - اساس : « و بس » ندارد .
( 3 ) - اساس : « او را » ندارد .