التنزيل و درة التأويل است ، و حظ و بهرهاش « 1 » از معقولات بيشتر بود .
76 - ابو القاسم عبد الرحمن بن ابى صادق [ زندهء 460 هجرى ]
76 ، 1 - در حكمت به مرتبهء عظمى رسيد ، خصوصا در طب . او نيكو شمايل بود و اصل و مولد او نيشابور است و ملقب به بقراط ثانيست ، و در آخر عمر به بعضى از ديههاى نيشابور معتكف شد و انزوا اختيار نمود .
76 ، 2 - روزى شخصى به پيش او در آمد ديد طبقهاى پر ميوه پيش او نهاده ، گفت : چون اينها مرا ضرر مىرسانند ، قناعت كردهام ازينها به بوئى و طيب هواى منزل ، و خوردن اينها را نمىخواهم ، و خود را از آنها در راحت دارم ، و كيست كه دفع مضرت ايشان تواند بود ، به درستى كه مضرت به جائى مىرسد كه دفعش نتوان كرد .
او نيكو زندگانى بود .
76 ، 3 - عميد خراسان ، محمد بن منصور ، را قولنج عارض شد ، همه اطبا جمع آمدند ، اسپى و غلامى به طلب ابو القاسم فرستاد ، و تكليف آمدن نمود ، و در آن وقت آفتاب در اول درجه بود از سرطان ، و ازين ده تا نيشابور دوازده فرسخ راه بود ، حرارت آفتاب و سرعت حركت و سركشى اسب او را ايذا رسانيد ، و تشنگى برو غالب گشت ، و گفت شاگردى را كه همراه بود : عميد خراسان خلاص [ 104 - الف ] شد ، و من هلاك گشتم . همچنان شد كه او گفت . پس به معالجهء او عميد خراسان صحت يافت « 2 » ، و او بيمار شد ، و قوتش ساقط گشت ، و عمرش به هشتاد سال چيزى رسيده بود ، رحلت نمود .
هامش
( 1 ) - اساس : و او را حظ و بهره از .
( 2 ) - د : عميد صحت يافت .