فنون علم حكمت ، الا آنكه بد خلق بود ، و از آن ممر تردد اهل علم پيش او كمتر بود « 1 » . كتابى را در اصفهان هفت مرتبه به نظر در آورده ، و همه را حفظ نمود ، چون به نشابور رجوع نمود از لفظ خود آن كتاب را نوشت ، و به نسخهء اصل مقابله كرد [ ند ] اندك تفاوتى پيدا شد .
در تعليم و تصنيف ضنت مىنمود . و او را مختصرى هست در طبيعيات و رساله در وجود و رساله در كون و تكليف « 2 » .
79 ، 2 - و او عالم بود به فقه و لغت و تاريخ .
79 ، 3 - روزى عمر خيام پيش عبد الرزاق وزير در آمد ، امام قاريان ابو الحسن الغزال پيش او بود ، و در اختلاف قرائت مباحثه داشتند .
وزير گفت به دانائى رسيديم ، و عمر خيام را از آن سؤال كرد . عمر اختلاف قراء را مذكور « 3 » ساخت ، و علت هر يك را بيان كرد ، قرائت شاذه را ذكر كرد با سبب آنها ، و يك وجه را تفضيل كرد . غزالى گفت : حق سبحانه و تعالى مثل تو علما را زياده گرداند ، به درستى كه ما گمان نداريم كه احدى از قراء مثل اين حفظ نموده باشد چه جاى حكما .
79 ، 4 - و اما اقسام حكمت از رياضيات و معقولات در خزانهء خاطر او بود .
79 ، 5 - روزى حجة الاسلام غزالى پيش او در آمد سؤال كرد از او از تعيين جزئى از اجزاى فلك از براى دو قطب دون اين دو جزو با آنكه متشابه الاجزاست . عمر خيام سخنان بيان كرد ، و ابتدا از حركت كرد ، و در بيان محل نزاع ضنت نمود ، چنانچه دأب « 4 » [ 105 - الف ] او بود سخن را به طول كشانيد « 5 » ، درين اثنا آواز اذان ظهر به گوش ايشان رسيد ، غزالى گفت : جاء الحق و زهق الباطل ،
هامش
( 1 ) - اساس : ممر نزد اهل علم كمتر بود .
( 2 ) - اساس : رساله در گفت و گوى و تكليف .
( 3 ) - د : اختلاف قرار مذكور .
( 4 ) - اساس : آداب .
( 5 ) - اساس : كشيد .