صورت بندد . و همچنين واجب است بر مردم كه مقدم « 87 » دارد بدى اعتقاد را در كارهاى بد .
10 ، 123 - و گفت : به قدر آن چيزى كه طلب دارى بدان ، و به اندازهء آنچه مىدانى طلب كن .
10 ، 124 - و گفت : از شرايط و لوازم حكيم اين نيست « 88 » كه از مكروهات كلفت نكشد [ 31 - ب ] بلكه كلفت مىكشد ليكن به اندازه .
10 ، 125 - [ و گفته شد به دو كه نيكوكار كيست ؟ گفت : آنكه وى را خدمت كند ] .
10 ، 126 - و گفت : آنچه شما را اعتقاد است كه حكيم كسى است كه متحمل شود و صبر كند به قدر آنچه شما را در گمان است نه چنانست ، بلكه حكيم كسى است كه متحمل شود و صبر كند بيشتر از آنچه طبيعت متحمل آن تواند شد .
10 ، 127 - و گفت : طبيب كسى است كه بدن خود را از بيمارىها نگاه دارد ، و كسى كه محتاج به معالجهء غير باشد طبيب نيست . يعنى : كسى كه نگاه دارد نفس خود را كه محتاج به معالجهء غير نشود و كردار او همه فضايل باشد ، نيست مثل كسى كه غير خود را معالجه كند و بيان فضايل از براى ديگران نمايد ، و واگذارد نفس خود را .
10 ، 128 - و گفت : دنيا بغايت دول است « 89 » ، يك بار دوست است ترا ، و يك بار دشمن . هرگاه تو حاكم و والى شدى ، نيكويى و احسان كن . و هرگاه او بر تو حاكم و غالب گشت ، ملايمت و مدارا كن .
10 ، 129 - و مىگفت : بيشترين آفتها كه بر حيوانات وارد « 90 » مىشود از رهگذر بىزبانيست ، و اكثر كلفتها انسان را كه روى « 91 » مىدهد
هامش
( 87 ) - اساس و س : كه مقدار .
( 88 ) - اساس و س : اينست .
( 89 ) - نسخهها : دونست .
( 90 ) - اساس و س : حيوانات مىشود .
( 91 ) - د : بىزبانيهاست و اكثر كلفتها كه انسان را رو مىدهد .