10 ، 145 - و گفت يكى از شاگردان خود را كه همگى اعتقاد به كمالات خود داشت ، و محظوظ بود از آن ، كه : اگر ميل اين دارى كه در چشم مردمان كردارهاى تو پسنديده و خوب نمايد ، بزرگ و معزز باشى ؛ بايد كه در نظر تو اطوار تو وقعى و بودى نداشته باشد .
10 ، 146 - گفتند او را كه فلان نسبت به ملازمان بدگوئى مىكند ، گفت كه ندانستن او خوش گوئى را او را « 104 » به بدگوئى داشته است .
10 ، 147 - و گفت : هرگاه شخص « 105 » احوال بدن خود را از روى واقع به طبيب نگويد ، طبيب چگونه علاج تواند نمود . و همچنين كسى كه نداند كه چه چيز او را مفيد است ، و چه چيز مضر است دوستى او درست نيست .
10 ، 148 - و گفت : بسيار عذر جوى كم حسد مىباشد « 106 » .
10 ، 149 - فيثاغورس هرگاه كه بر كرسى خود مىنشست ، وصيت مىنمود به اين هفت چيز « 107 » :
ترازوى خود را درست سازيد ، و زنها را بشناسيد « 108 » ، خطا راست كنيد ، تا به سلامت مصاحب گرديد « 109 » ، چون ديديد كه كارد در بريدن است ، آتش را ميفروزيد . و شهوتهاى خود را به اعتدال سازيد ، تا هميشه صحيح باشيد . عدالت شعار كنيد تا محبت به شما وارد شود « 110 » ، معامله كنيد با زمان « 111 » چنانچه مىكنيد با حاكمان ، كه بر شما حكومت مىكنند و بر طرف مىشوند . بدنهاى خود را به نعمت و راحت عادت مدهيد ، كه ايام « 112 » شدايد كه بر شما وارد شود محنت بسيار خواهيد
هامش
( 104 ) - د : گفت كه راه به خوش گوئى نبردن او را .
( 105 ) - د ، ت : شخصى .
( 106 ) - ابن فاتك 70 : كثرة العد و يقل معها الهدو ، متن ( 1 : 115 ) : بكثرة العد و يقل الهدو . د : بسيارى عذرخواهى كم مىكند حسد را .
( 107 ) - د : + اينست .
( 108 ) - اساس و س : و زنها بشاسيه .
( 109 ) - اساس و س :
صاحب گرديد .
( 110 ) د : تا محنت به شما وارد نشود .
( 111 ) - نسخهها : با زنان .
( 112 ) - اساس ، س ، ت : كه در ايام .