10 ، 95 - و گفت : كشف مكنيد و ظاهر مگردانيد دزدى كسى را كه از روى فقر و نيستى كرده باشد ، زيرا كه او دزد نيست ، فقر او دزد است .
10 ، 96 - و گفت : هرگاه نصيحت و وعظ كنى گناهكاران را . رفق و مدارا به كار دار ، كه مبادا از پرده بيرون آيند « 72 » ، و ديگر وعظ مفيد نباشد .
10 ، 97 - و گفت : سير بسيار در بلاد و امصار و ديدن صنعتهاى بىشمار ، مردمان را آداب و حكمت مىافزايد « 73 » .
10 ، 98 - پرسيدند ازو چه چيزها مضرت دارد به انسان « 74 » ؟ گفت : زيادتى مال .
10 ، 99 - و گفت : شرف و كرامت نفس در اين « 75 » است كه آنچه وارد شود برو از لذت و كلفت ، هر دو را بر يك نهج قبول كند .
10 ، 100 - و پرسيدند ازو چه كه بدترين مردمان چه كس است ؟ گفت آن كس كه مال را به جهت غير خود جمع سازد .
10 ، 101 - و پرسيدند ازو « 76 » كه كيست يار و صديق تو ؟ گفت : آن كسى كه به خشم نيارد او را سخن حقى « 77 » كه از من شنود .
10 ، 102 - و پرسيدند ازو كه كيست از مردمان اولى به سعادت ؟ گفت :
كسى كه گناهش كمتر باشد . پرسيدند كرا گناه كمتر است ؟ گفت : كسى كه از روى عقل كامل است ، و از جهت عمل بسيار كوشش در واجبات .
10 ، 103 - و گفت : نگاه داشتن آنچه در دست تست ، بهتر است از طلب آنچه نيست پيش تو .
10 ، 104 - و گفت : چهار چيز از نيكويىهاست : پوشيده داشتن فاقه و
هامش
( 72 ) - د : بيرون افتند .
( 73 ) - د : آداب حكمت ميفزايد .
( 74 ) - اساس و س : « به انسان » ندارد .
( 75 ) - اساس و س و ت : كرامت در اين .
( 76 ) - د : ازو پرسيدند كه .
( 77 ) - اساس و س : سخن حق .