تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
و عمرو را بذان سبب مزيقيا مىخوانند ، كه او هر روز دو جامه پوشيدى و بدريدى ، بنوعوى « 1 » كه كسى ديكر آن را نپوشيدى » . و همجنين [ ابن ] كلبى كويد ، كه : « حديث كرد پذرم مرا ، كه فرزندان عمرو را مزيقيّه ميخوانند ، زيرا كه حقّ سبحانه و تعالى ايشانرا در شهرها متفرّق كردانيد ، هر فرقهء به جائى ، و هر قومى بمنزلى ، بعد از آنك همه مجتمع بودند بيك منزل » . ديكر از منازل معروفهء ايشان : شقب دمث ، الفقاعه ، شرعب ، و زيرهء ، نخلان ، جبلان ، النقد ، مرجانه ، مسلجه ، مشجبه ، غلافقه ، دهلك ، زبيد ، رمع . و بعضى كويند ، كه : زبيد و رمع ازين منازل نيستند ، بل كه اين منازل بأجمعها زبيد و رمع‌اند ، كه رسول عليه السّلم در حديث مائده فرمود كه : « اللّهمّ بارك في زبيد و رمع » چنانج كذشت . * * *
هامش
منابع بدان اشاره شده است ، اين منابع به نقل از « كتاب‌شناسى آثار مربوط به قم : ص 22 » عبارتند از : « العقد الفريد : 3 / 385 ، مروج الذهب : 2 / 173 ، معجم البلدان : 4 / 204 ، سيرة ابن هشام : 1 / 10 ، ديوان حسّان بن ثابت » . در « سيرة ابن هشام » كلمه ( الأزد ) ، ( الأسد ) ضبط شده است كه هر دو صحيح است ، زيرا به گفته ابن هشام : ( غسّان ماء بسدّ مأرب باليمن ، كان شربا لولد مازن بن الأسد بن الغوث فسمّوا به ) ، كه الأسد ( الأزد ) نيز گفته مىشود . و بيت قبل از اين عبارت است از :يا اخت ال فراس انّني رجل * من معشر لهم في المجد بنيان( 1 ) . احتمالا به معناى : ( به نوعى ) است ، و در نسخهء چاپى ضبط اين كلمه ( به نوعى ) است .