آمدند ، از ميانهء عرب بعلّت حاجى « 1 » بكريختند . خواستند كه بزمينى فرود آيند كه ميان بلاد اشعريان و بلاد عكّ بود ، بآبى كه آن را غسّان « 2 » مىكويند بمشلّل « 3 » ، ميان دو رودخانه كه آن را زبيد و رمع كويند ، و اول اين هر دو رودخانه ميان صعيد حنيك ، و ميان كوهى كه كشيده مىشود بزبيد و رمع ، هر كس كه از ايشان كه از آن آب خورده باشد او را غسّانى كويند . پس ، بذين سبب اسم آن آب بريشان غالب شد ، و ايشانرا نميخوانند إلّا بغسّانى .
و شاعر ايشان « 4 » حسّان بن ثابت « 5 » درين باب كويد :
شعر
امّا سألت فانّا معشر نجب * الازد نسبتنا و الماء غسّان « 6 »
هامش
( 1 ) . در تمامى نسخ تاريخ قم اين گونه ضبط شده است ، و در نسخه چاپى : 283 آن را تصحيف ( حاجتى ) دانسته است .
( 2 ) . در « سيرة ابن هشام : ج 1 / 9 » آمده است : ( و غسّان : ماء بسدّ مأرب ) ، يعنى غسّان آبى است كه از سد مأرب جارى بوده است .
( 3 ) . نگاه كنيد به : « نسب معدو اليمن الكبير : 1 / 131 » .
( 4 ) . يعنى شاعر غسانيها .
( 5 ) . ابو عبد الرحمن ، حسّان بن ثابت بن المنذر بن حرام بن عمرو الانصارى ، يكى از بزرگترين شعراى عرب در صدر اسلام ، نيمى از عمر خود را در جاهليت گذراند ، و نيم ديگر را در دوره اسلامى ، او افتخار صحابى بودن و شاعر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بودن را بدست آورد ، و قصائد فراوانى در مدح پيامبر و نكوهش كفار سرود ، يكى از مهمترين قصائد او درباره واقعه غدير خم است ، ليكن پس از وفات پيامبر از امير المؤمنين عليه السلام روى گرداند . مورخين او را مردى ترسو و بزدل توصيف كردهاند ، از اين رو در هيچ جنگى از جنگهاى صدر اسلام شركت ننمود ، و در سال 54 هجرى در دوره خلافت معاويه ، در سن 120 سالگى درگذشت . « الأعلام زركلى : 2 / 175 ، تهذيب التهذيب : 2 / 216 ، سير أعلام النبلاء : 2 / 512 » .
( 6 ) . بيتى از قصيدهء مشهور او در مدح انصار مدينه ( از دو قبيلهء اوس و خزرج ) ، كه در بسيارى از