تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
« بل كه بيرون كردن همهء فرزندان مالك بن عامر اشعرى از كوفه ، بعد از آنك بكوفه جندين منازل و مقام و املاك حاصل كرده بودند ، و چند ضيعتها بدست آورده ؛ كشتن حجّاج بن يوسف محمّد بن سآئب اشعرى بود ، زيرا كه دانستند كه حجّاج پس از كشتن محمّد بن سآئب بذيشان ميل نكند ، و اعتماد بر نصيحت و مشورت ايشان ننمايد . بل كه ايشانرا بكشد ، و هلاك كرداند ؛ پس بيرون آمدند به پنهانى ، چنانج حجّاج را از بيرون آمدن ايشان خبر نبود ، و آمدند تا بناحيت اصفاهان رسيدند . و از آنجا آمدند بنا بر آنك بآذربايجان ملحق شوند ، و بجبال ارمينيّه « 1 » متحصّن شوند ، و پناه كيرند . يا اكر نه بخراسان كشيده شوند ، زيرا كه بنى اعمام ايشان ازيمنيّه « 2 » بسيارى آنجا بودند ، و در آن متمكّن و صاحب اختيار . جون بقريهء ابرشتجان نزول كردند ، و آن حصارها بديدند ، در آن طمع كردند . پس بذانجا مقيم شدند ، و ميان ايشان و ديلم و اهل آن ناحيت - چنانج كذشت - آن قصّه واقع شد » . و من اين روايات بتمامى درين كتاب ياد كردم ، باختلاف روايات ، بدستورى كه كتب موجوده بقم بذكر آن ناطق بودند ، و اهل قم « 3 » آن را روايت كرده بودند . و بنزديك من روايت أخيره درست‌تر است ، زيرا كه آمدن قوم عرب بذين ناحيت ، بذين روايت ، و تاريخ والى شدن حجّاج بر عراق موافق و مساويست ، و اللّه اعلم . * * *
هامش
( 1 ) . جبال ارمينيّه : كوههاى ارمنستان . ( 2 ) . مقصود قبائل يمنى است ، كه از هنگام فتح خراسان در سرتاسر آن سكونت گزيده بودند . ( 3 ) . يكى از منابع تدوين كتاب تاريخ قم ، مطالبى است كه مصنّف آنها را از افواه و زبان مردم قم كه معاصر او بوده‌اند گرفته ، و آنان آن روايات را سينه به سينه از پدران خود شنيده و نقل مىكردند . برخى از اين روايات را از بعضى از مردم قم بىواسطه و با يادكرد نام آنها ، و برخى ديگر را باواسطه شنيده و نقل مىكند . نگاه كنيد به : « كتاب‌شناسى آثار مربوط به قم : 25 » .