تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
و كويند كه : بهر يك من تخم ، زياده بر صد من ريع « 1 » و ارتفاع حاصل شد . و چون سنهء اثنتين و مائه « 2 » هجريّه - موافق با سنهء تسعين « 3 » يزدجرديّه ، و سنهء سبعين « 4 » فارسيه - درآمد ، عبد اللّه و أحوص با يزدانفاذار بميدان حاضر آمدند ، و كوى « 5 » بازى كردند . يزدانفاذار در آن روز ايشانرا ضيافت نمود ، و بسيارى اعزاز « 6 » و اكرام كرد . پس در آن مجلس عبد اللّه و أحوص ، با يزدانفاذار شكايت كردند ؛ از كمى و اندكى جراكاههآىء شتران و اسبان و كوسفندان . يزدانفاذار ديهء فرابه از ناحيت قم - ايضا « 7 » - باقطاع بذيشان داد ، و هميشه جانب ايشان مرعى « 8 » ميداشت ، و اكرام و اعزاز مىنمود ، تا آنكاه كه وفات يافت ، در سنهء اربع عشر و مائه « 9 » [ هجريّة ] ، و سنهء اثنتين و مائه « 10 » يزدجرديّه ، و سنهء اثنتين و
هامش
( 1 ) . ريع : منافع ، درآمد ، سود . ( 2 ) . سال 102 هجرى . ( 3 ) . سال 90 يزگردى . ( 4 ) . سال 70 هجرى . ( 5 ) . در صحاح الفرس ، ماده ( گوى ) آمده است : ( گوى چند معنى دارد : . . . . دوم گوى چوگان و بازى بود ، شيخ سعدى گفته :گوى را گفتند كاى بيچاره سرگردان مباش * گوى مسكين را چه تاوان است چوگان را بگوى »گوى توپ گردى را گويند ، كه در بازى چوگان به بازى گرفته مىشود ، و اين بازى ميان دو گروه اسب‌سوار است ، كه هر كدام گرزى بدست دارند ، و بدان گوى را به يكديگر سپرده ، و بدرون دروازه‌اى مىاندازند . ( 6 ) . اعزاز كردن : عزيز شمردن و احترام كردن . ( 7 ) . يعنى اين ديهء را علاوه بر ديه ممّجان - كه پيشتر بدانها اقطاع كرده بود - بدانها بخشيد . ( 8 ) . مرعي : رعايت كردن و نگاه داشتن . ( 9 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخه‌ها : اربع عشر و مائتين - يعنى سال 204 هجرى - ضبط شده است كه خطا است . ( 10 ) . سال 102 يزگردى .