تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
نيروز « 1 » ، ساعت دوم « 2 » ، يزدانفاذار از ابرشتجان بيرون آمد ، بنزهت كاهى كه بحوالى ابرشتجان بود ، و آن نزهت‌كاه را « باغ اسفيد » مىكفتند . و آنجا بنشست و مجلس ساخت ، و كنيزكان و غلامان او بملازمت حاضر شدند . و مردم آن نواحى مجموع آنجا جمع آمدند ، و هر يك هديهء آوردند . درين ميانه از دور نكاه كردند بموضع ديذبهء شاهنده « 3 » كه ميان راه قم و ساوه است ، سوارانى چند ديدند كه آهسته ميراندند . يزدانفاذار يكى از غلامان خود را بر اسب خود نشاند ، و او را بفرستاد ، تا بذين سواران برسيد ، تا خبر ايشان بداند ، و معلوم كند كه ايشان جه كس‌اند ، و از كجا مىآيند ، و بكجا مىروند ؟ آن غلام بر فرمودهء يزدانفاذار « 4 » بجانب ايشان توجّه نمود ، و بسرعت و شتاب باز كرديد ، و كفت كه : اين طآئفه قومىاند از عرب ، و سرور و اميران ايشان دو براذراند ، يكى عبد اللّه نام ، و آن ديكر احوص « 5 » ، پسران سعد بن مالك « 6 » ، و باصفاهان مىروند . يزدانفاذار بفرمود تا تقدير ساعت كردند ، و بدانستند كه جه وقت و جه ساعتست ، و چند ساعت از روز كذشته است ، و بحسب نجوم سعد و نحس آن جونست ؟
هامش
( 1 ) . روز نوروز . ( 2 ) . يعنى دو ساعت از برآمدن آفتاب . ( 3 ) . در نسخه ( 2 ) و ( 3 ) : ديه شاهنده ، و در نسخهء چاپى : ديدبه شاهنده . در « لغت‌نامه دهخدا : ماده ديدبان » آمده است : ( در اصل ديذبان و معرّب شده است ، ( ديدب ) نگاهبان كه معرّب است . . . ) . ( 4 ) . در نسخهء اصل به اشتباه ( يزدار ) آمده است . ( 5 ) . در اصل : أخوص ، كه خطاست . ( 6 ) . در نسخهء اصل : ملك .