كرد ، و بفرمود كه عبد اللّه را در سرآىء مردى « 1 » كه او را زادخرّه « 2 » مىخوانند فرود آرند . و أحوص « 3 » را در سرآىء مردى كه او را خربنداد « 4 » مىكفتند ، پس از آنك از برآىء ايشان معدّ « 5 » و ساخته كردانيده بودند ، درين هر دو سراى ، آنج ايشانرا به كار آيد ، و بذان محتاج باشند ، از طرح « 6 » و فرش « 7 » و أوانى « 8 » و آلات « 9 » و امتعه « 10 » .
پس آن هر دو براذر ، درين هر دو سراى نزول كردند ، روز ارديبهشت « 11 » ، ماه امرداد ازين سال .
پس از آن يزدانفاذار ديهء جمر را - از ناحيت قم - به اقطاع « 12 » بذيشان داد ، در ماه مهر ، هم درين سال . و ايشانرا مذد و معاونت نمود بكاوها ، و درازكوشها ، و تخم ، و سآئر اسباب و آلات زرع .
هامش
( 1 ) . در اصل : مرادى .
( 2 ) . در چاپى : آزاد خرّه .
( 3 ) . در اصل : أخوص .
( 4 ) . در « انوار المشعشعين : 738 » : خزيندار .
( 5 ) . آماده و مهيّا .
( 6 ) . رواندازها .
( 7 ) . زيراندازها .
( 8 ) . أوانى : جمع ( آنيه ) به معناى ظرف و كاسه .
( 9 ) . آلات : جمع ( آلة ) به معناى لوازم و وسايل خانه .
( 10 ) . امتعه : جمع ( متاع ) به معناى كالا .
( 11 ) . بر طبق گاهشمارى و تقويم ايران باستان ، سومين روز از ماه ، به نام روز ارديبهشت ناميده مىشد ، نگاه كنيد به : « گاهشمارى و جشنهاى ايران باستان : ص 127 » ، از اين رو اشعريان در روز سوم ماه امرداد ، سال 97 هجرى به قم فرود آمدند .
( 12 ) . إقطاع : از اصطلاحات متعلق به تقسيمبندى زمين در فقه اسلامى است ، كه به معناى بخشيدن و به تملّك درآوردن بخشى از زمينهاى خالصه دولتى از سوى پادشاه يا حاكم است ، و زمين از آن مستقطع ( گيرنده زمين ) مىگردد ، و او حق دارد در آن به كشت و ساختمان و حفر چاه و قنات بپردازد . نگاه كنيد به : « لسان العرب : ماده قطع » .