زهره در ثور : بيست و هشت درجه .
مريخ در حمل : سه درجه و پنج دقيقه » .
حكايت اسدى از برقى تا اينجاست .
و من كه مصنّف اين كتابم ، جنين مىكويم ، كه :
آمدن عرب درين وقت كه ذكر كرده شد صحيح است ، و در آن هيچ شكّى نيست .
و ليكن آمدن ايشان بقم ، در ايّام خلافت عبد الملك بن مروان نبوده است ؛ زيرا كه در تاريخ سنين خلفاء « 1 » آمده است ، كه :
« عبد الملك در ماه رمضان ، سنهء خمس و ستين « 2 » هجريّه - موافق با سنهء اربع و [ خمسين ] « 3 » يزدجرديّه ، و سنهء اربع و [ ثلثين ] فارسيّه - خليفه شد « 4 » ، و بيست و يكسال خليفه بود . و اهل عرب در ايّام ولايت و حكومت حجّاج بن يوسف بعراق « 5 » ، بقم آمدند » .
هامش
( 1 ) . احتمالا مقصود كتاب عباسى نوشته احمد بن اسماعيل بن سمكة بن عبد اللّه است ، كه درباره تاريخ خلفاى بنى العباس بوده ، و از ميان رفته ، و پيشتر درباره آن سخن رفت . نگاه كنيد به :
« الذريعه : 3 / 264 و 15 / 237 » .
( 2 ) . سال 65 هجرى .
( 3 ) . در أصل : سبعين آمده كه نادرست است ، چنانه در اصل در تاريخ فارسى ( خمسين ) آمده است كه آن هم خطاست ، زيرا بر طبق آنچه پيشتر گفته شد ، سال يزگردى 20 سال با سال هجرى ، و سال فارسى 10 سال با سال هجرى تفاوت دارند ، از اين رو سال 64 هجرى موافق با سال 54 يزگردى و سال 34 فارسى مىگردد . و در حاشيه نسخهء مصحح آية اللّه شبيرى زنجانى نيز بدين نكته اشاره شده ، كه : ( سبعين به قرينه جملات قبلى و بعدى بايد خمسين باشد ، و خمسين در جملهء بعدى ثلثين ) .
( 4 ) . نگاه كنيد به : « تاريخ طبرى ، حوادث سال 65 هجرى » .
( 5 ) . حجّاج بن يوسف ثقفى در رجب سال 75 هجرى از سوى عبد الملك بن مروان به ولايت عراق منصوب شد ، كه تا هنگام مرگ در 25 رمضان سال 95 هجرى ( بنا به مشهور ) ادامه يافت .