تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
[ ابن مالك بن أحوص ] : يكهزار و دويست شخص پيذا شده‌اند . و قصّهء ايشان مخالف و مباين [ گفته ] وزراست « 1 » كه فرموده‌اند : « جون دولت روي بشخصى آرد ، فرزندان او اندك باشند ، و اسباب و تجمّل و زينت بسيار . و چون دولت پشت بركند ، قصّه برعكس افتد ، فرزندان بسيار شوند ، و مال و تجمّل اندك » . و حال آنك اين معنى دربارهء اين جماعت عرب ، بر خلاف اين حالت بوده است ، در ايّام عزّت « 2 » و دولت ، و بخت و سعادت ، ايشانرا هم مال و اسباب بسيار شده بود ، و هم عدد زياده كشته ، و در هنكام ادبار « 3 » و فلاكت ايشان ، هم اسباب نقصان پذيرفته ، و هم عدد كم شده . در اوّل حال دولت ايشان ، همه يكدل و يكزبان ، و كلمهء واحده « 4 » بوده‌اند ، باتفاق [ بر عليه ] خلفاء خراجات معروفه « 5 » خروج كردند ، و نكذاشتند كه عمّال « 6 » ايشان در ميانهء « 7 » شهر آيند ، و ايشانرا از سر قدرت بر بيرون شهر فرود مىآوردند . و همچنين « 8 » : در قضايا « 9 » ايشانرا مدخل « 10 » نميدادند ، و برأى « 11 » خود از مردمان شهر
هامش
( 1 ) . وزرا : ظاهرا جمع وزير است . ( 2 ) . در نسخهء اصل : عرب . ( 3 ) . ادبار : ( به كسر الف و سكون دال ) برگرفته از كلمه « دبر » ، به معناى پشت است ، و ادبار به معناى پشت‌كردن روزگار ، و تيره روزى است . ( 4 ) . كلمه واحده : كنايه از يكدستى و اتحاد و همرنگى است . ( 5 ) . خلفاء خراجات معرفه : يعنى نمايندگان و كارگزاران جمع‌آورى انواع و اقسام خراجها و مالياتهاى معروف و معيّنى كه بر آنان وضع شده بوده است . ( 6 ) . عمّال : جمع عامل ، به معناى كارگزار دولت ، و عمّال ايشان يعنى كارگزاران خلفاء . ( 7 ) . مقصود درون شهر است . ( 8 ) . يعنى از نمونه‌هاى همدلى و يكزبانى آنان . ( 9 ) . قضايا : جمع غير قياسى كلمه ( قضاء ) است ، كه به معناى قضاوت در مرافعات و دعاوى و اختلافات مىباشد . ( 10 ) . مدخل : راه . ( 11 ) . در نسخهء اصل : برآئى .