[ ابن مالك بن أحوص ] : يكهزار و دويست شخص پيذا شدهاند .
و قصّهء ايشان مخالف و مباين [ گفته ] وزراست « 1 » كه فرمودهاند :
« جون دولت روي بشخصى آرد ، فرزندان او اندك باشند ، و اسباب و تجمّل و زينت بسيار . و چون دولت پشت بركند ، قصّه برعكس افتد ، فرزندان بسيار شوند ، و مال و تجمّل اندك » .
و حال آنك اين معنى دربارهء اين جماعت عرب ، بر خلاف اين حالت بوده است ، در ايّام عزّت « 2 » و دولت ، و بخت و سعادت ، ايشانرا هم مال و اسباب بسيار شده بود ، و هم عدد زياده كشته ، و در هنكام ادبار « 3 » و فلاكت ايشان ، هم اسباب نقصان پذيرفته ، و هم عدد كم شده .
در اوّل حال دولت ايشان ، همه يكدل و يكزبان ، و كلمهء واحده « 4 » بودهاند ، باتفاق [ بر عليه ] خلفاء خراجات معروفه « 5 » خروج كردند ، و نكذاشتند كه عمّال « 6 » ايشان در ميانهء « 7 » شهر آيند ، و ايشانرا از سر قدرت بر بيرون شهر فرود مىآوردند .
و همچنين « 8 » : در قضايا « 9 » ايشانرا مدخل « 10 » نميدادند ، و برأى « 11 » خود از مردمان شهر
هامش
( 1 ) . وزرا : ظاهرا جمع وزير است .
( 2 ) . در نسخهء اصل : عرب .
( 3 ) . ادبار : ( به كسر الف و سكون دال ) برگرفته از كلمه « دبر » ، به معناى پشت است ، و ادبار به معناى پشتكردن روزگار ، و تيره روزى است .
( 4 ) . كلمه واحده : كنايه از يكدستى و اتحاد و همرنگى است .
( 5 ) . خلفاء خراجات معرفه : يعنى نمايندگان و كارگزاران جمعآورى انواع و اقسام خراجها و مالياتهاى معروف و معيّنى كه بر آنان وضع شده بوده است .
( 6 ) . عمّال : جمع عامل ، به معناى كارگزار دولت ، و عمّال ايشان يعنى كارگزاران خلفاء .
( 7 ) . مقصود درون شهر است .
( 8 ) . يعنى از نمونههاى همدلى و يكزبانى آنان .
( 9 ) . قضايا : جمع غير قياسى كلمه ( قضاء ) است ، كه به معناى قضاوت در مرافعات و دعاوى و اختلافات مىباشد .
( 10 ) . مدخل : راه .
( 11 ) . در نسخهء اصل : برآئى .