باب چهارم « در ذكر آمدن عرب آل مالك « 1 » بن عامر الأشعرى « 2 » بقم و آبه .
و متوطّنشدن
هامش
( 1 ) . ضبط اين كلمه در نسخهء اصل و برخى ديگر از نسخهها بر شيوه رسم الخط كهن عربى است كه « ملك » ، با حذف الف نوشته شده ، و بر روى ميم ألف مقصورهاى ، كه نشان از حذف ألف است قرار مىدهند ، ليكن در هنگام خواندن آن را با الف « مالك » تلفظ كرده و بر زبان مىآورند .
( 2 ) . أشعرى ( به فتح ألف و سكون شين و فتح عين و كسر راء ) برگرفتند از ( أشعر ) است ، كه نام يكى از قبايل و خاندانهاى مشهور عرب يمن مىباشند ، كه پيش از اسلام در يمن سكونت داشتند ، و پس از بعثت اسلام آوردند . به گفته سمعانى در كتاب « الأنساب : ج 1 / 166 » أشعر نام نبت بن ادد بن زيد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ است ، كه چون نبت در هنگام ولادت موى فراوانى بر تن او بود ، او را ( أشعر ) يا پرمو ناميدند ، و پس از آن او و فرزندانش بدين نام شهرت يافتند ، تعدادى از مردان اين قبيله به مدينه هجرت كرده ، و در شمار أصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قرار گرفتند ، و در وقايع و حوادث صدر اسلام تأثيرگذار بودند ، و بعدها بنا بر طبيعت حوادث و رخدادها ، به دستهبنديهاى سياسى آن دوران پيوستند .
مشهورترين فرد از اين خاندان عبد اللّه بن قيس ( مشهور به أبو موسى اشعرى ) است ، كه به جبهه خلفا پيوست ، و در دوره خلافت عمر بن الخطاب فرماندهى لشكريانى را به عهده داشت كه رى و قم و اصفهان و شوش را فتح كرد ، و بعدها قاضى كوفه گرديد ، و در دوره خلافت امير المؤمنين عليه السلام به مخالف با ايشان برخواست ، و از جنگ جمل و صفين دورى جست ، و مردم را از شركت در آن نهى كرد ، و عاقبت حكميت را عهدهدار شد ، و با نيرنگ عمرو بن العاص أمير المؤمنين عليه السلام را از خلافت عزل ، و معاويه را به خلافت برگزيد ، ليكن از سوى ديگر گروهى ديگر از عموزادگان او به حمايت امير المؤمنين برخواستند ، و از ياران