پدرش فكر و قصد كرده بود - بر ضيعتها و مزارع و باغات و بساتين و كروم « 1 » رستاقها و شهرها و مملكتها « 2 » وضع كرد و بنا نهاد ، و معيّن گردانيد . و جزيه بر سرها « 3 » نهاد ، الّا از چند كس كه ايشان را از جزيه معاف و مسلّم داشت :
اوّل : اهل بيوتات « 4 » .
دوّم : طائفهء زنان .
سيّم : كتّاب و اهل علم ، از طلبه و حفّاظ و غير آن .
چهارم : جمعى كه برسم خدمتكارى پيش ديگران باشند ، و خدمت ايشان كنند .
پنجم : هر آنك سال او به بيست نرسيده باشد ، يا از پنجاه گذشته باشد .
ششم : از طايفه درويشان و عجزه « 5 » و مساكين .
هفتم : جمعى كه بسبب علّت و مرض از جاى بر نتوانند خاست ، و آنچنان كسى را زمينى ميگويند ، و مانند آن از كور و شل و مفلوج و غير آن
و كسرى انوشروان بفرمود تا بسه دفعه بستانند ، و در سرايى كه آن را به سه مرّه « 6 » گفتندى جمع كنند .
و مراد بسه مرّه ، سه نجم « 7 » و دفعاتست .
هامش
( 1 ) . كروم : جمع « كرم » : انگور ، مو .
( 2 ) . در نسخهء چاپى : بساتين و كروم در ساقهاى هر شهرى و مملكتى وضع كرد .
( 3 ) . در نسخهء چاپى : بر سر .
( 4 ) . بيوتات : جمع « بيت » كه مقصود خاندانهاى ريشهدار و متمكن و بانفوذ مىباشد .
( 5 ) . عجزه : جمع « عاجز » ، ناتوان .
( 6 ) . در نسخههاى ( 2 ) و ( 3 ) : بسمره . و در نسخه چاپى : سمرّه آمده است . و صحيح آن است كه در متن ضبط شده است ، كه به معناى سه بار مىباشد .
( 7 ) . نجم : « ستاره » ، و پيشتر گذشت كه عرب همواره وقايع تاريخى و اجتماعى و دينى خود را از روى ستارگان گاهشمارى مىكرد ، كه بتدريج ماه به معناى تاريخ و گاهشمارى متداول گرديد ، از اين رو همواره « نجم » به معناى زمان و تاريخ است .