فصل پنجم از باب دؤم « در ذكر آنج كفتهاند در أمر خراج بروزكار عجم و در اسلام »
اين مبحث هر چند كه در آن ذكر شهر قم نمىرود ، فامّا من آن را درين موضع ايراد ميكنم ، و بيان مىنمايم ، زيرا كه در خواندن و شناختن و دانستن آن فآئده است . و اين اخبار در اين فصل « 1 » كه من ذكر آن ميكنم ، از آنجملهء است كه من در اوّل اين كتاب شرط كردهام ، كه اين كتاب را باخبار ( و روايات ) « 2 » و حكايات كه به شهر قم تعلّقى ندارد بيارايم ، و تزيين كنم ، ( و آرايش دهم ) « 3 » .
چنانچ از اهل معرفت و دانش باسباب خراج ياد كردهاند ، كه :
ملوك عجم بر غلّات مزرعتها و ضيعتها ، حصّه و نصيبى معلوم معيّن كردهاند ، مثل :
نصف و ثلث و خمس تا بعشر ، بحسب مقاسمت نهادهاند ، و ستده به قدر ديهها و مواضع بشهرها و آبها ، و بعد آن ، و بحسب زيادتى نشو و نما ، و ارتفاع و ريع « 4 » و محصول هر موضعى .
هامش
( 1 ) . از اينجا تا چندين صفحه برگهايى از نسخهء اصل افتادگى دارد ، و ما براى تكميل كتاب از نسخة ( 2 ) و ( 3 ) و چاپى كمك گرفتهايم .
( 2 ) . افزوده از چاپى .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ريع : افزايش محصولات .