است . و ملك چون يكنيمه از مال جبايت « 1 » بستدى ، يكنيمه از براى مردم بگذاشتى ، مردم در فراخ دستى وسعت حال ، و خوشدل بودندى . و چون بيشتر ( ى از يكنيمه ) « 2 » بستندى « 3 » ، مردم به قدر آن در زحمت بودندى ، و بذيشان زيان رسيدى .
پس قباد از سواد « 4 » صد و پنجاه هزار هزار مثقال جمع كرد ، و از عراق از براى انوشروان شصت « 5 » هزار حاصل گردانيد ، و از براى كسرى ابرويز « 6 » خراج هجده مملكت ، چهار هزار هزار و بيست هزار هزار برسيدى ، و در بيوت « 7 » اموال نهصد هزار هزار در حرز « 8 » نهادند . و صد هزار هزار در دست جمهور مردم بگذاشتند ، پس مردم هلاك شدند و خراب گشتند ، تا غايت كه كنيزكى را بدرهمى ميفروختند .
و عبد الرحمن بن سليمان حكايت كرد ، كه :
مال اين اقليم هزار هزار هزار « 9 » درهم بوده است ، كه در دست رعيّت كم شده ، و در دست سلطان زيادت گشته « 10 » - و هر آنچ در دست سلطان كم شده ، و در دست رعيّت زيادت گشته « 11 » - و اين مال باستخراج گنجها و معدنها و حاصل « 12 » درياها بوده ، و مجموع هزار
هامش
( 1 ) . جبايت : خراج جمعآورى شده ، و ( جابى ) جمعكننده اين مال را گويند .
( 2 ) . افزوده از نسخة چاپى .
( 3 ) . در نسخهء چاپى : بستدى .
( 4 ) . ظاهرا مقصود سواد عراق است ، كه در ميانه شرقى عراق تا جنوب آن قرار دارد .
( 5 ) . در چاپى : ششصد .
( 6 ) . كسرى ابرويز : خسرو پرويز ، كسرى معرّب خسرو است .
( 7 ) . بيوت : جمع بيت به معناى خانه و سرا .
( 8 ) . حرز : جايگاه حفاظتشده .
( 9 ) . در نسخهء چاپى : هزار هزار .
( 10 ) . در نسخهء چاپى : شده .
( 11 ) . همان .
( 12 ) . در نسخهء چاپى : حواصل .