و زمين كه در آن سنك و ريك باشد آن را سجن « 1 » و سنكن خوانند . پس به حقيقت كه درين لفظ تخفيف كردهاند ، و گفتند سجن و سكن .
خميهن « 2 » : مؤبد مؤبدان بذين ديه باغى ، كه آن را باغ مؤبد گويند بنا نهاده است ، و جنين كويند كه : درين باغ هزار خانه و باغ و رز « 3 » بوده است ، و مؤبد با أهل و عيال و تبع خود در آن فرود آمده بود ، و پس از مدّتى دختر شهران ، بانو « 4 » نام ، خميهن را بنا كرد ، و با مهريار بن مؤبد در آن ساكن شد . و من قصّه و حكايات ايشان ، إن شاء اللّه كه در باب عجم ياد كنم .
براوستان « 5 » : جنين كويند كه بعضى از ملوك از دور آتشى ديدند بر صحراى
هامش
« sage »و محلّ آن نيز بايد حوالى خاكفرج باشد ) . و در ( المعرّب : ص 181 ) آمده است : قال ابن قتيبة : « السّجيل » بالفارسيّة : « سنك » و « كل » ، أى : حجارة و طين .
( 1 ) . در نسخة ( 2 ) و ( 3 ) : سنجن .
( 2 ) . روستايى است از ديههاى ناحيه و طسوج رودآبان كه در مشرق قم كهن قرار داشته است ، و اين جز شهرستان خمين كنونى است .
( 3 ) . در نسخه چاپى : باغ رز . شايد كلمه « رز » تصحيف « وروازه » باشد كه به معناى غرفه است « صحاح الفرس : ص 292 » ، و در نسخه ( 2 ) ميان كلمه « باغ » و « رز » و ميان دو حرف كلمه « رز » و پيش و پس آن فاصلهاى است كه احتمال مىرود جاى حروفى بوده است ، كه در نسخه مادر كه از آن نسخه ( 2 ) گرفته شده قرار داشته ، و ناسخ به علتى از خواندن آن درمانده است ، و تنها فواصل آن را با گذاشتن جاى خالى آن رعايت كرده ، چنان كه در چندين مورد شكلى شبيه كلمهاى را كه نتوانسته است بخواند ثبت كرده . و شايد ( باغ ورز ) يعنى باغبان باشد .
( 4 ) . در چاپى : دختر آن شهربانو ، و در نسخة ( 2 ) دختران شهربانو ، و در نسخه ( 3 ) : دختر شهران بانو
( 5 ) . در چند كيلومترى شرق قم ، در جنوب راه قم به كاشان ، و در مغرب جمكران ، در دشتى كه در نزديكى راه قرار دارد ، در گذشته دور شهر قديم « براوستان » قرار داشته است ، امروزه تنها