از خاطره من بگشا كه بسيار غمگينم و چارهاش را نمىدانم .
حكيم گفت : اعتقاد ما آن است كه هيچ مخلوقى را از رحمت پروردگارش دور نمىدانيم و هيچ كس را نااميد از لطف و احسان حقّ نمىكنيم مادام كه زنده است هر چند كه سركش و طاغى و گمراه باشد زيرا حقّ تعالى خود را براى ما به رحمت و مهربانى و شفقت وصف فرموده است و ما به اين صفات او را شناختهايم و با اين اوصاف به او ايمان آوردهايم و جميع عاصيان را به استغفار و توبه فرمان داده است ، از اين رو اميدوار به هدايت او هستيم ان شاء الله .
روايت كردهاند كه در زمانهاى پيشين پادشاهى بود كه صيت دانش او در آفاق منتشر شده بود و بسيار ملايم و مهربان و مدبّر بود و دوست مىداشت كه در ميان امّتش عدل و صلاح جارى كند و در ميان ايشان مدّتى با نهايت نيكى پادشاهى كرد و چون در گذشت رعايا بر او ناله و افغان كردند و يكى از زنان وى باردار بود و منجّمان و كاهنان مىگفتند كه فرزند او پسر خواهد بود و آنها هم كسى را بر خود پادشاه نكردند و وزراى پادشاه سابق امور مملكت را اداره مىكردند و موافق قول منجّمان پسرى متولَّد شد و اهل مملكت تا يك سال پس از تولَّد آن پسر به جشن و سرور و لهو و لعب و عيش و نوش روزگار گذرانيدند تا
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩٢