اين مسأله فراخوانده است .
شاهزاده گفت : اين دريافت و فراست از تو بعيد نيست با آن درجهء علم و فهمى كه خداوند به تو كرامت فرموده است .
حكيم گفت : صاحب اين اوصاف پادشاه است و آنچه كه تو را به بيان آن فراخوانده عنايتى است كه به او دارى و اهتمامى است كه در بارهء كارهاى او معمول مىدارى ، زيرا كه بر پدر شفقت دارى و مىترسى كه مبادا در آخرت به عذابهايى كه براى امثال او مقرّر فرموده معذّب شود و نيّت تو آن است كه حقوق الهى را در بارهء پدر ادا كنى و مىپندارم كه در هدايت پدر نهايت سعى و اهتمام به جاى آورى و او را از هولهاى عظيم و عذابهاى دائمى رهايى بخشى و به سلامت و راحت ابدى كه حقّ تعالى در ملكوت سماوات براى مطيعان مقرّر فرموده برسانى .
شاهزاده گفت : در بيان منويّات من حرفى را فروگزار نكردى و آنچه در خاطر من بود بيان فرمودى ، پس آنچه در امر پدرم اعتقاد دارى بيان كن كه مىترسم او را مرگ فرا رسد و به حسرت و ندامت گرفتار شود در آن وقتى كه پشيمانى او هيچ فايدهاى ندارد و مرا در اين امر صاحب يقين گردان و اين عقده را
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩١