رسيده و ساعتى از اين روش نادانى به خداى تعالى و از شهوترانى بر كنار نبوده و براى رسيدن به نهايت اين شهوات دنيويه آماده بوده و آن را پيشهء خود ساخته و بر هر كارى ترجيح داده و بر انجام آن جسور شده تا به جايى كه همان را راه هدايت تصوّر كرده و گذشت روزگار او را بيشتر گرفتار ساخته و فريفته و شيفتهء آن مذهب باطل و پيروانش كرده است .
و بصيرتش وى را واداشته كه نسبت به امر آخرتش جهالت ورزد و آن را فراموش كرده و خوار شمارد و به واسطهء قساوت قلب و خبث نيّت و سوء رأى در آن سهل انگارى كند و روز به روز عداوتش زياده گردد با جماعتى كه مخالف دين او و پيرو دين حقاند و از ترس ظلم و دشمنى وى حق را اظهار نمىكنند و خود را نهان كرده و چشم به راه فرج هستند ، آيا چنين كسى با اين اوصاف را اميد آن هست كه در آخر عمر آن مذهب باطل را ترك كند و از آن اعمال قبيحه نجات يابد و به جانب امرى كه فضيلت آن ظاهر و حجّت آن واضح و بهرههاى آن بسيار است ميل كند و به دين حق درآيد و به مرتبهاى برسد كه گناهان گذشتهاش آمرزيده شود و اميد ثوابهاى اخروى داشته باشد .
حكيم گفت : صاحب اين اوصاف را شناختم و دانستم چه چيز تو را به بيان
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 490
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩٠