تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به صايمان نيز داشته باشد ، و اين روزه بر او واجب نيست و محتمل است كه مراد اين باشد كه اين تاديب بر ولى واجب نيست و ليكن هر دو محتمل است و استدلال به اين حديث بر اين مطلوب نمىتوان كرد و دور نيست كه اگر نيت فرض كند تا بر آن عادت كند خوب باشد و چون محتمل است كه بر او سنت باشد اولى آنست كه به قصد قربت واقع سازد و همچنين امساك مىكند تاديبا كسى كه در اول روز افطار كند به سبب علتى مثل حيض و مرض و سفر و كفر و آن علت زايل شود به آن كه حايض پاك شود يا مرض زايل شود و كافر مسلمان شود و مغمى عليه به هوش آيد و ديوانه عاقل شود بقيه روز را امساك مىكنند از جهة شبيه بودن به روزه داران ، و همچنين است هر گاه مسافر در سفر افطار كرده باشد يا افطار نكرده باشد و بعد از ظهر داخل شود بقيه روز را امساك مىكند و واجب نيست ، و اما صوم اباحت كه حق سبحانه و تعالى روزه را مباح كرده است با خوردن و آشاميدن و جماع كردن به آن كه بخورد و بياشامد از روى نسيان يا اوراقى بيايد يا آروغ بزند و عمدا نكند حق سبحانه و تعالى اين قسم روزه را بفضل خود مباح كرده است و اين روزه از او مجزى است . و اما صوم سفر و مرض به درستى كه علماء عامه در اين دو روزه اختلاف دادند بعضى گفته‌اند كه روزه گرفتن ايشان اولى است و بعضى گفته‌اند كه نگرفتن اولى است و جمعى گفته‌اند كه مخيرند ميان صوم و افطار و ما كه اهل بيت رسوليم صلى الله عليه و آله مىگوييم كه واجبست كه در سفر و مرض افطار كند و اگر در مرض يا در سفر روزه بگيرد قضا مىكند در صحت و حضر زيرا كه حق سبحانه و تعالى فرموده است و دو مرتبه ردا عليهم فرموده است كه هر كه بيمار باشد يا در سفر باشد پس بر ايشان واجبست كه بعدد ايام مرض و سفر در