شراب نخورم و نماز بكنم از جهت زجر بر نفس روزه بگيرم و بر عكس اين چهار عبادتست كه در فعل طاعت شكرا باشد و در فعل معصيت زجرا و بر ترك معصيت شكرا و بر ترك طاعت زجرا ، و روزه دهر حرام است و ظاهرا تقيه فرموده باشند چون جمعى از عامه حرام مىدانند و قصد حضرت اين باشد كه عيدين و ايام تشريق داخل باشد ، و اما روزه كه مخير است يعنى مستحب است و ليكن به استحباب غير مؤكد كه ثواب آن قليل است مثل روز جمعه و بنا بر آن كه ثواب عبادات روز جمعه مضاعف است و بخصوص نيز اخبار در آن وارد شده است اما چون عبادات بسيار در آن روز هست و روزه غالب اوقات آدمى را ضعيف و بىدماغ مىكند و از عبادات باز مىدارد دو حالت دارد نسبت به جمعى كه ضعيف نشوند يا عبادات ديگر نكنند به آن كه مشغول كارهاى ضرورى خود باشند مانند كاسبى كه اگر كسب نكند معاش نداشته باشد روزه بهتر باشد و الا تركش اولى باشد ، و همچنين روزه پنجشنبه هر گاه او را ضعيف سازد از عمل جمعه در غير پنجشنبه اول و آخر ماه ، و دوشنبه اگر به شكرانه شهادت حضرتست چنان كه بنى اميه مىگرفتند كفر است و از جهة تعزيه حضرت سيد الشهدا صلوات الله عليه خوبست ، و چون شبيه است به شكر بنى اميه تركش اولى است هر چند از جهة تعزيه باشد ، و روزه ايام بيض كه سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماهست و نزد عامه معتبر است و ظواهر اخبار آنست كه منسوخ است چنان كه خواهد آمد و ليكن چون مطلق روزه خوبست و سپر آتش جهنم است اگر بدارد بد نيست و اگر بعوض آن سه روز سنت را بدارد بهتر است و همچنين است روزه ششه و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٧٨