نقل بالمعنى كرده باشد و ترجمه كلام او اين است كه بتحقيق كه مرويست كه اگر بر خود ترسد از جهت كسانى كه با او نماز مىكنند چون سنيّان در سفر چهار ركعت را بهتر مىدانند و اگر كسى در نماز جماعت ايشان اكتفا به دو ركعت كند علامت رفض مىدانند دو ركعت اول را به قصد واجب بفعل مىآورد و دو ركعت ديگر را به قصد سنّت و بنا بر اين مناسبت با نماز تقيّه خواهد داشت نه در اينجا و ممكن است كه حديث ديگر باشد .
( وقد روى انّه ان كان فى صلاة الظَّهر جعل الاوليين فريضة و الاخيرتين نافلة و ان كان فى صلاة العصر جعل الاوليين نافلة و الاخيرتين فريضة )
و بتحقيق كه مرويست بسند صحيح از ابن مسكان و احول از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه فرمودند كه هر گاه مسافر داخل شود در نماز حاضران پس اگر نماز ظهر باشد دو ركعت اوّل را به قصد واجب بفعل آورد ، و دو ركعت دوم را به قصد سنت و اگر در نماز عصر ايشان داخل شود دو ركعت اوّل را به قصد نافله به جا آورد و دو ركعت آخر را به قصد نماز فريضة و شيخ رحمه الله گفته است كه وجهش آنست كه بعد از نماز ظهر نافله بد نيست و بعد از نماز عصر نافله مكروه است .
( وقد روى انّه ان كان فى صلاة الظَّهر جعل الاوليين الظَّهر و الاخيرتين العصر )
و گذشت در حديث فضل كه اگر در نماز ظهر باشد دو ركعت اول را به قصد ظهر اقتدا كند و دو ركعت آخر را به قصد عصر و در اين صورت اقتدا كرده است عصر را به ظهر و اگر خواهد اكتفا به دو ركعت خود مىتواند كرد كه سلام دهد و روانه شود .
چنان كه در صحيحه حماد بن عثمان و صحيحه ابو بصير و حسنه كالصحيحه حلبى و قويه كالصحيحه عمر بن يزيد وارد است از حضرت امام
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٥٩