هندىها موسوم به بانيان « 1 » به همان اندازه نفوذ داشت كه فرماندار ايرانى بندر ، آنچنانكه جامعه هندى قادر بود كشتار گاو را در بندر مثلا ممنوع اعلام دارد و سياح ايتاليايى از اين مسئله كه اهالى مجبور به خوردن گوشت نامطبوع بز و گوسفند بودند شكايت داشت و به صحنهاى اشاره مىكند كه در آن پرتغالىها شبانه و در خفا اقدام به ذبح گاو كردهاند « 2 » . با وجود اين ملتهاى ساكن بندر از آزادى فرائض مذهبى برخوردار بودند .
به علت حضور پرتغالىها در كنگ اين بندر در ايران تنها مكانى بود كه يك فرد مسيحى ( اعم از پرتغالى يا غير آن ) مىتوانست بدون نياز به مسلمان شدن جهت نجات جان خود ، آزادانه با يك زن مسلمان رابطه برقرار كند « 3 » .
فرقهء اكوستنهاى « 4 » مسيحى پرتغالى در اين بندر يك كليسا داشتند « 5 » و ضمنا حق قضاوت نسبت به كليه مسيحيان تولد شده در بندر را دارا بودند « 6 » .
دولت صفوى در بندر كنگ دو مأمور داشت . يكى ( شهبندر ) كه مأمور گمرك بود « 7 » و ديگرى ( داروغه ) يعنى رئيس پليس و هر دو نماينده از طرف والى لار منصوب مىشدند « 8 » ( لار شهرى بود كه حوزه نفوذ آن در تمام منطقه ساحلى گسترش داشت ) گاه مىشد كه تنها يكى از اين دو مأمور در محل خدمت خود حاضر بود « 9 » .
هامش
( 1 )Banians( 2 ) ايضاGemelli Careriصفحه 309 .
( 3 ) ايضاGemelli Careriصفحه 283 .
( 4 )Augustins( 5 ) ايضاGemelli Careriصفحات 289 ، 299 همچنين كتاب« Manuel da Ave Maria »صفحه 209 .
( 6 )Gemelli Careriصفحه 283 .
( 7 ) درباره « شهبندر » رجوع شود به فرهنگ لغات و جملات محلى هندى - انگليسى« Hobson - Jobson , a glossery of anglo - indian colloquial words and phrases »نوشتهءYule et Burnellاز انتشاراتW . Crookeلندن سال 1903 صفحات 816 و 817 .
( 8 )Gemelli Careriصفحه 286 درباره داروغه رجوع شود به « دائرة المعارف اسلامى چاپ دوم. Encyclopedie de l'Islam , 2 ed . , s . v . ( A . Lambton ). ( 9 ) بدينسان در سال 1694 شه بندر كنگ عملا وظايف گمركچى و داروغه را انجام ميداد( Gemelli Careri )صفحات 286 و 287 و .Hedges . I .در صفحه 205 شهبندر را بعنوان فرماندار شهر معرفى نموده و درباره ديدارش با شهبندر لار صحبت مىكند .