رفتن كامل قدرت و نفوذ پرتغالىها در درياى عربى شده و در دهههاى بعد از آن پرتغالىها ديگر توانائى مهار كردن قدرت امام مسقط را نيافتند با وجوديكه نيروى دريائى امام موقعيت و ارتباطات پرتغاليها را در اقيانوس هند غربى سخت تهديد مىكرد .
از سوى ديگر پادشاه ايران كه از اثرات سوء نفوذ اعراب در منطقه خليج و حتى در سرزمين ايران سخت نگران بود ، خود را با نايب السلطنه پرتغال در هند در يك صف و در مقابل دشمنى مشترك يافت .
در زمان سلطنت شاه سلطان حسين آخرين پادشاه سلسله صفويه ، در پايان قرن هفده و اوايل قرن هيجده ميلادى كوششى به منظور عقد قرارداد همكارى ميان ايران و پرتغال به عمل آمد و اين خود فصلى عملا ناشناخته در سياست خارجى ايران است . « 1 »
در اينجا به هيچ روى مايل به صحبت درباره اين پرونده پرحجم كه شايسته مطالعه عميقترى مىباشد ، نيستم « 2 » و تنها اشاره كوتاهى در مورد مسافرت گرگوريو فيدالگو دوسيلوا و اقامت او در دربار اصفهان مىنمايم كه به همين منظور از ماه
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كه آقاىLockhartكه بتاريخ سياسى آن زمان بسيار مطلع بود به مذاكرات بين ايران و دولت هند اشاره كرده است . رجوع شود به كتاب ( افول سلطنت صفوى و اشغال افاغنه )« The fall of the Safavi dynasty and the Afghan occu Pation of Persia »اثر كهارتLockhartچاب كمبريج سال 1958 صفحات 62 و 68 و 392 و 434 و صفحات 115 و 116 آنتونيوAntonio Caetano de Souzaدر كتابHistoria genealogica da Casa real portugueza , VII , Lisbonneشرح مختصرى را اختصاص داده است به مأموريت سال 1696 و درباره آن اشاراتى در صفحه 504 از جلد چهارم ، و صفحات 3 تا 8 و 8 تا 10 و 40 از جلد پنجم كتابAssentos do Conselho do Estadoآمده است . اين كتاب اثر( Panduronga S . S . Pissurlencar )است و به ترتيب در سالهاى 1956 و 1957 در باستورا - گوآ( BASTORA - Goa )به چاپ رسيده است .
( 2 ) رجوع شود به ويژه به كتابهاى« Livros das Moncoes »جلدهاى 59 و 63 .