تاجبخش تاجداران ، تاجدار * حجت بر حق ، شه گردون مدار
چون زمام هر دلى در دست تست * هستى عالم ، همه از هست تست
خوان احسان تو بىپايان بود * مهر رويت ، دارو و درمان بود
پرچم دين از تو جاويدان شده * از طفيلت ، خلقت انسان شده
هر كسى شهد لقايت نوش كرد * حلقهء امر ترا در گوش كرد
غنچهء طوباى نخل فاطمه * زينت عرش برين را قائمه
خاطرش بهر پدر افسرده بود * قلبش از جور و جفا پژمرده بود
چون حمايت كرده از دين خدا * دين حق ، جاويد ماند تا جزا
ليك امّ الفضل مكّار دغا * كرد زهرى را مهيّا در خفا
زهر را در كام آن مولا بريخت * رشتهء صبر و شكيب از هم گسيخت
در جوانى بوستانش شد خزان * اوفتاد از پاى ، آن سرو روان
بس كه آن ملعونه ظالم بود و پست * باب حجره از جفا بر شاه بست
عاقبت با لعل عطشان جان بداد * جان ، به راه دين جدّ خود نهاد
كلك ماتم ، سرشكسته از غمش * يادم آمد از حسين و ماتمش
در كنار آب ، تشنه لب شهيد * جاى اشك ، از چشم زينب خون چكيد
شد جواد ، ار دفن با غسل و كفن * بود بىغسل و كفن ، فخر زمن
قلب عالم شد از اين ماتم كباب * از تن عريان و ظلّ آفتاب
چون بهاى قطرهء خونش خداست * خون بگريد ما سوى بهرش ، سزاست
واقف رموز
بار الها ، جان من ، جانان من * بر سر كويت بود سامان من
من خديوم در تمام عالمين * آفتابى هستم از روى حسين
قلزم موسى الرضا را گوهرم * ناخداى فلك ملك دلبرم
من امام عامى و هم عارفم * بر رموز ما سوى اللّه واقفم
دشمنم اندر خفا تدبير كرد * زهر قاتل را به كام شير كرد